|
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 01:05 :: نويسنده : hooqooqi
هيچ حكمي از احكام دادگاهها به مرحله اجراء گذاشته نمي شود مگر اينكه قطعي شده و يا قرار اجراي موقت آن در موارديكه قانون تعيين مي كند صادر شده باشد و به محكوم“ عليه يا وكيل يا قائم مقام قانوني او ابلاغ و محكوم له و يا قائم مقام قانوني يا نماينده او كتباً از دادگاه تقاضاي اجراي حكم را نمايد .
ترتیب اجرای احکام حقوقی
1- هيچ حكمي از احكام دادگاهها به مرحله اجراء گذاشته نمي شود مگر اينكه قطعي يا قرار اجراي موقت آن در مواردي كه قانون تعيين مي كند صادر شده باشد. 2- احكام دادگاهها وقتي بموقع اجراء گذاشته مي شود كه به محكوم“ عليه يا وكيل و يا قائم مقام قانوني او ابلاغ و محكوم له يا قائم مقام قانوني يا نماينده او كتباً از دادگاه تقاضاي اجراي حكم را نمايند. 3- اجراي حكم با صدور اجرائيه بعمل مي آيد ، مگر اينكه در قانون ترتيب ديگري مقرر شده باشد. 4- صدور اجرائيه با دادگاه بدوي مي باشد و برگهاي به تعداد محكوم عليهم بعلاوه دو نسخه صادر مي شود كه يك نسخه در پرونده اصلي و يك نسخه آن پس از ابلاغ در پرونده اجراي احكام و يك نسخه در هنگام ابلاغ به محكوم“ عليه داده مي شود. 5- اجراي حكم تحت نظارت دادگاه صادر كننده رأي از طريق مدير اجراء و توسط مأمور اجراء به مرحله اجراء درخواهد آمد. 6- همينكه اجرائيه به محكوم“ عليه ابلاغ شد مكلف است ظرف مدت ده روز مفاد آن را اجراء نمايد يا ترتيبي براي پرداخت محكوم به را بدهد و يا مالي را معرفي نمايد كه استيفاء محكوم به از آن ميسر باشد و اگر در اين مدت مدلول حكم را اجراء ننمايد محكوم له مي تواند درخواست كند كه از اموال محكوم“ عليه معادل محكوم به را توقيف نمايد وفروش اموال منقول و يا غيرمنقول از طريق زايد بعمل مي آيد. 7- در مواردي كه حكم دادگاه جنبه اعلام و مستلزم عملي از طرف محكوم“ عليه نيست از قبيل اعلان اصالت يا بطلان سند نيازي به صدور اجرائيه نمي باشد. 8- در موارديكه سازمانها و مؤسسات دولتي يا وابسته به طرف دعوي نبوده ولي اجراي حكم بايد بوسيله آنها صورت گيرد نياز به صدور اجرائيه نيست و سازمانهاي مذكور موظفند به دستور دادگاه حكم را اجراء نمايند. 9- از حقوق و مزاياي كاركنان سازمانها و مؤسسات دولتي يا وابسته به دولت و شركتهاي دولتي و شهرداريها و بانكها و شركتها و بنگاههاي خصوصي و نظاير آن در صورتيكه محكوم“ عليه داراي زن يا فرزند باشد يك چهارم و اگر زن و فرزند نداشته باشد يك سوم آن توقيف مي گردد. 10- حكمي كه موضوع آن معين نيست قابل اجراء نخواهد بود و هرگونه اشكال يا ابهام و يا ايجاد اختلالي در نحوه اجراي احكام پيش بيايد دادگاه صادر كننده حكم اقدام به رفع اشكال و ابهام مي نمايد. 11- چنانچه موضوع حكم استرداد مال يا مطالبه باشد محكوم“ عليه از استرداد و يا پرداخت خودداري كند بدرخواست محكوم له و تا اجراء مفاد حكم و يا احراز اعتبار محكوم“ عليه بازداشت خواهد شد. 12- براي اطلاعات بيشتر به قانون اجراي احكام مدني مراجعه و يا با وكيل و مشاور حقوقي مذاكره نمائيد.
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 01:02 :: نويسنده : hooqooqi
اجراي احكام كيفري توسط دادسراهاي عمومي و انقلاب كه در معيت دادگاههاي عمومي و انقلاب باشد توسط داديار اجراي احكام صورت مي گيرد و در دادگاههاي بخش توسط دادگاه صادر كننده حكم انجام مي شود.
ترتيب اجراياحكام كيفري 1- اجراي حكم توسط دادسراهاي عمومي و انقلاب كه در معيت دادگاههاي عمومي و انقلاب مي باشد بوسيله قاضي اجراي احكام صورت مي گيرد و در دادگاههاي بخش توسط دادگاه صادر كننده رأي يا دادگاه جانشين انجام مي شود. 2- اجراي احكام كيفري بوسيله مأموران يا سازمان دولتي و يا عمومي بعمل مي آيد و مقام قضائي مجري حكم دستور اجراء و آموزش لازم و نظارت كامل بر چگونگي اجراي حكم و اقدامات آنان بعمل مي آورد. 3- عمليات اجراي حكم پس از صدور دستور مقام قضائي مجري حكم شروع و به هيچ وجه متوقف نمي شود مگر در مواردي كه دادگاه صادر كننده حكم در حدود مقررات دستور توقف اجراي حكم صادر نمايد. 4- مواردي كه تأخير در اجراي حكم بموجب قانون پيش بيني شده در مواد 288 و 291 قانون آئين دادرسي كيفري و مواد 262 و 292 و 91 قانون مجازات اسلامي ذكر گرديده است 5- احكام كيفري يا شامل شلاق يا حبس يا جزاي نقدي و يا ديه و يا مجازات شرعي از قبيل قصاص نفس يا قصاص عضو يا اعدام يا تبعيد است. 6- اجراي حكم شلاق طبق مواد 288 و 290 قانون آئين دادرسي كيفري انجام مي شود . 7- اشخاصي كه به حبس محكوم مي شوند با اعلام نوع جرم و ميزان محكوميت براي تحمل كيفر توسط قاضي اجراي احكام به زندان معرفي مي شوند. 8- در اجراي حكم به جزاي نقدي ميزان محكوم به بايد به حساب خزانه دولت واريز و برگ رسيد آن پيوست پرونده شود ، اگر محكوم“ عليه جريمه خود را پرداخت ننمايد به زندان معرفي مي شود و به ازاء هر يكصد هزار ريال يك روز در زندان تحمل كيفر مي نمايد. 9- چگونگي پرداخت ديه و مهلت آن بدين شرح است: ديه قتل عمد يكسال پس از قتل. ديه شبه عمد و صدمات شبه عمد ظرف دو سال از تاريخ وقوع جرم و ديه خطاي محض ظرف مدت سه سال از تاريخ وقوع جرم كه ديه قتل عمد و شبه عمد بعهده جاني و ديه خطاي محض با شرايطي بعهده عائله مي باشد. 10- اجراي حكم قصاص نفس يا اعدام و يا رجم و يا صلب طبق ماده 293 آئين دادرسي كيفري به مرحله اجراء در خواهد آمد . 11- اشخاصي كه به تبعيد محكوم شده اند به محل اعزام و مراتب به دادگاه و نيروي انتظامي محل ابلاغ شود. 12- كليه ضابطين دادگستري و نيروهاي انتظامي ، نظامي و رؤساي سازمانهاي دولتي و وابسته به دولت و يا مؤسسات عمومي در حدود وظايف خود مكلفند دستورات مراجع قضائي را در مقام اجراي احكام رعايت نمايند تخلف از انجام دستور مستوجب مجازات مقرر در ماده 576 قانون مجازات اسلامي مي باشد. 13- براي اطلاعات بيشتر به قانون آئين دادرسي كيفري دادگاههاي عمومي و انقلاب و ساير قوانين مرتبط راجعه و يا با وكيل و مشاور حقوقي مذاكره نمايند. اجراي احكام كيفري توسط دادسراهاي عمومي و انقلاب كه در معيت دادگاههاي عمومي و انقلاب باشد توسط داديار اجراي احكام صورت مي گيرد و در دادگاههاي بخش توسط دادگاه صادر كننده حكم انجام مي شود.
ترتيب اجراياحكام كيفري
1- اجراي حكم توسط دادسراهاي عمومي و انقلاب كه در معيت دادگاههاي عمومي و انقلاب مي باشد بوسيله قاضي اجراي احكام صورت مي گيرد و در دادگاههاي بخش توسط دادگاه صادر كننده رأي يا دادگاه جانشين انجام مي شود. 2- اجراي احكام كيفري بوسيله مأموران يا سازمان دولتي و يا عمومي بعمل مي آيد و مقام قضائي مجري حكم دستور اجراء و آموزش لازم و نظارت كامل بر چگونگي اجراي حكم و اقدامات آنان بعمل مي آورد. 3- عمليات اجراي حكم پس از صدور دستور مقام قضائي مجري حكم شروع و به هيچ وجه متوقف نمي شود مگر در مواردي كه دادگاه صادر كننده حكم در حدود مقررات دستور توقف اجراي حكم صادر نمايد. 4- مواردي كه تأخير در اجراي حكم بموجب قانون پيش بيني شده در مواد 288 و 291 قانون آئين دادرسي كيفري و مواد 262 و 292 و 91 قانون مجازات اسلامي ذكر گرديده است 5- احكام كيفري يا شامل شلاق يا حبس يا جزاي نقدي و يا ديه و يا مجازات شرعي از قبيل قصاص نفس يا قصاص عضو يا اعدام يا تبعيد است. 6- اجراي حكم شلاق طبق مواد 288 و 290 قانون آئين دادرسي كيفري انجام مي شود . 7- اشخاصي كه به حبس محكوم مي شوند با اعلام نوع جرم و ميزان محكوميت براي تحمل كيفر توسط قاضي اجراي احكام به زندان معرفي مي شوند. 8- در اجراي حكم به جزاي نقدي ميزان محكوم به بايد به حساب خزانه دولت واريز و برگ رسيد آن پيوست پرونده شود ، اگر محكوم“ عليه جريمه خود را پرداخت ننمايد به زندان معرفي مي شود و به ازاء هر يكصد هزار ريال يك روز در زندان تحمل كيفر مي نمايد. 9- چگونگي پرداخت ديه و مهلت آن بدين شرح است: ديه قتل عمد يكسال پس از قتل. ديه شبه عمد و صدمات شبه عمد ظرف دو سال از تاريخ وقوع جرم و ديه خطاي محض ظرف مدت سه سال از تاريخ وقوع جرم كه ديه قتل عمد و شبه عمد بعهده جاني و ديه خطاي محض با شرايطي بعهده عائله مي باشد. 10- اجراي حكم قصاص نفس يا اعدام و يا رجم و يا صلب طبق ماده 293 آئين دادرسي كيفري به مرحله اجراء در خواهد آمد . 11- اشخاصي كه به تبعيد محكوم شده اند به محل اعزام و مراتب به دادگاه و نيروي انتظامي محل ابلاغ شود. 12- كليه ضابطين دادگستري و نيروهاي انتظامي ، نظامي و رؤساي سازمانهاي دولتي و وابسته به دولت و يا مؤسسات عمومي در حدود وظايف خود مكلفند دستورات مراجع قضائي را در مقام اجراي احكام رعايت نمايند تخلف از انجام دستور مستوجب مجازات مقرر در ماده 576 قانون مجازات اسلامي مي باشد. 13- براي اطلاعات بيشتر به قانون آئين دادرسي كيفري دادگاههاي عمومي و انقلاب و ساير قوانين مرتبط راجعه و يا با وكيل و مشاور حقوقي مذاكره نمايند.
چهارشنبه 26 تیر 1392 :: 13:16 :: نويسنده : hooqooqi
چگونگی اثباتضرب و جرح در دعاوی خانوادگی
شايد برخي مردم تصور كنند پس از ازدواج با همسرشان به صرف ايجاد رابطه زناشويي ميتوانند هر وقت كه از مشكلات زندگي به تنگ آمدند، دق و دلي مشكلات خارج از خانه را بر سر همسر خود خالي كنند و زن يا شوهر خود را به باد كتك بگيرند
در قانون شيوههاي مختلفي براي اثبات يك عمل مجرمانه وجود دارد. يكي از اولين و بديهيترين اين شيوهها اقرار است.
اقرار يعني وقتي فردي كه از او شكايتي شده و متهم به انجام جرمي خاص است، در مقابل قاضي يا مامور نيروي انتظامي قرار گرفت، با زبان خودش اعتراف كند كه جرمي را مرتكب شده و بعد هم اقرار خود را با امضا يا اثر انگشت تاييد كند.
دلايل و مدارك نيز شيوه ديگري براي اثبات جرم است.
علم قاضي نيز از ديگر مواردي است كه ميتواند وقوع جرمي را اثبات كند.
برخي پروندهها كه حساسيت بالايي دارند ممكن است قاضي از قسم نيز به عنوان يكي از شرايط اثبات بيگناهي يا گناهكار بودن فردي استفاده كند.
تجربه نشان داده در بيشتر درگيريهاي ميان همسران، فردي كه شكايتي عليه او طرح ميشود يا در كلانتري و دادگاه حضور نمييابد يا اين كه دلايلي بيان ميكند تا خود را. بيگناه معرفي كند
يكي از رايجترين شيوههاي فرار از اتهام ضرب و جرح از سوي همسران اين است كه مثلا عنوان ميكنند طرف مقابل خودزني كرده است. ممكن است چنين افرادي عنوان كنند براي صحبت كردن با طرف مقابل خود به خانه يا محل كار او آمده بودند كه طرف مقابل به او حمله كرد و او را مورد ضرب و جرح قرار داد و او نيز مجبور به دفاع از خود شد و از صحنه فرار كرد
در چنين مواردي است كه شهادت شهود اهميت مييابد و اگر شهادت فرد يا افرادي ضميمه پرونده باشد، اين مساله سبب تسريع در تشكيل پرونده و رسيدگي به شكايت ميشود. شهود نيز در چنين پروندههايي شرايط خاصي را دارند
معمولا دعواهاي زن و شوهر در محيط بسته خانه شكل ميگيرد و ممكن است بجز فرزندان يا بعضي از اعضاي خانواده، فردي شاهد آن نباشد.
آيا در چنين مواردي شهادت فرزندان ميتواند مورد قبول دادگاه واقع شود؟
آيا همسايهها به صرف شنيدن صداي دعواي زن و شوهر ميتوانند با حضور در كلانتري يا دادسرا شهادت دهند كه يكي از طرفين مورد ضرب و جرح ديگري واقع شده است؟
آيا شهادت پرستار يا نگهبان خانواده ميتواند در نظر دادگاه موثر واقع شود؟
«مطابق قانون آيين دادرسي مدني شهادت شهود شرايط خاصي دارد.
شهادت يعني اين كه فردي عنوان كند من شاهد و ناظر اتفاقي بودهام. ممكن است درگيري ميان همسران در راهپله خانه رخ دهد و همسايهها عينا شاهد آن باشند. اين نوع شاهد يك شاهد عيني است
اما گاهي در منزل بسته است و شهود فقط صداهايي از داخل خانه ميشنوند. اين شنيدهها نيز ميتواند در پرونده ثبت و ضبط شود و مقام رسيدگيكننده قضايي به عنوان اماره به اين مطالب توجه نشان ميدهد.
اماره شهادتي است كه ارزش آن كمي از شهادت پايينتر است. در چنين مواردي شهادت فرزندان، خدمتكار، نگهبان، همسايگان و... مورد قبول است و حتي اگر يك نفر شاهد وجود داشته باشد نيز دادگاه اين شهادت را ثبت و به آن توجه نشان ميدهد.»
البته بايد به اين مساله توجه داشته باشيد كه اظهارات شهود نبايد از نظر زمان، مكان و ساعت با هم متفاوت باشند و نبايد در اظهارات آنها تناقض وجود داشته باشد.
زيرا در اين صورت اين اظهارات از سوي متهم پرونده مورد اعتراض قرار ميگيرد و در نتيجه ممكن است قاضي پرونده قرار منع تعقيب براي متهم صادر كند.
آيا صدا و فيلم ضبط شده توسط تلفن همراه و دوربينهاي فيلمبرداري در چنين مواردي مورد قبول مقام رسيدگيكننده است يا خير؟
«اصولا در محاكم دادگستري مبحث استفاده از صوت و تصوير و استناد به آن مورد قبول نيست و قانونگذار به عنوان دليل به چنين مواردي توجه نكرده است
اما از اين موارد باز هم به عنوان اماره ميتوان استفاده كرد و اگر اين فيلم يا صدا اصالت داشته باشد ميتواند مورد توجه دادگاه قرار گيرد.
دليلي كه باعث شده قانونگذار اين موارد را نپذيرد، اين است كه اصالت صوت و تصوير هميشه كشف نميشود و به همين دليل نميتوان به آن توجه كرد.
از طرفي ممكن است اين تصاوير و اصوات ساختگي باشد، اما اگر اصالت اين موارد در دادگاه ثابت شود ميتواند مورد توجه واقع شود و در اين مورد در صورت اعتراض متشاكي، شاكي ميتواند از دادگاه تقاضاي بررسي اصالت صدا و تصوير را مطرح كند
شكايتمتقابل شاكي و متشاكي
دعوي تقابل كه طي آن اگر زني از همسر خود مطالبه نفقه گذشته كند، مرد ميتواند در همان شعبه دادخواست تمكين مطرح كند و به اين دو دادخواست در يك جلسه و به شكل توامان رسيدگي ميشود.
در شكايتهاي ضرب و جرح هميشه فقط يكي از همسران آسيب نميبيند و ممكن است طي يك زد و خورد هر دو طرف مورد ضرب و جرح قرار بگيرند. در چنين شرايطي هر دو طرف ميتوانند به طرفيت يكديگر طرح شكايت كنند اما اين مساله شامل دعوي تقابل نميشود.
ارجاع پروندهبه روانشناس
همسراني كه براي طرح شكايت به كلانتري مراجعه ميكنند، با واحدي به نام دايره مددكاري يا واحد مشاوره مواجه ميشوند.
واحد مشاوره و دايره مددكاري اجتماعي كه اين روزها در كلانتريها داير است، طرح نويني است كه در قوه قضاييه با همكاري نيروي انتظامي براي پيشگيري از وقوع جرم و براي حل و فصل جرايم قابل گذشت ايجاد شده است.
گاهي نيز كلانتري به تشخيص خود يا به توصيه دادسرا هر دو طرف پرونده را به روانپزشكي معرفي ميكند و نتيجه را در قالب نامهاي به مقام قضايي اعلام ميكند، اما اگر اين مرحله هم به نتيجه خاصي نرسيد، پرونده وارد مرحله جديدي از رسيدگي ميشود و در پايان تحقيقات از سوي كلانتري به دادگاه ارسال ميشود.
به متهمنيازمنديم!
يكي از مشكلاتي كه بيشتر افراد درگير در پروندههاي اينچنيني با آن مواجه هستند يافتن متهم پرونده است.
طبيعي است فردي كه مرتكب ضرب و جرح همسر خود شده، بسادگي دم به تله نميدهد و در دادگاه حاضر نميشود.
دادسرا و كلانتري معمولا با ارسال اخطاريه براي متهم از وي دعوت ميكنند تا براي توضيح درباره اتهام وارده در محل كلانتري يا دادسرا حضور داشته باشند.
ارسال اخطاريه نيز از طريق دايره قضايي كلانتري صورت ميگيرد، اما معمولا متهمان چنين پروندههايي در دادگاه حاضر نميشوند كه از اين مساله با عنوان يافت نشدن متهم نام برده ميشود. يافت نشدن متهم نميتواند باعث تشديد جرم شود.
در وقوع جرايم ترك انفاق يا ضرب و شتم عمدي منجر به جرح از ناحيه هر يك از همسران، وقتي يكي از طرفين اين جرم را مرتكب شده و شاكي شكايت ميكند، طي فرآيند رسيدگي مقدماتي در دادسرا، متهم پرونده در حضور مقام رسيدگي كننده اعم از داديار يا بازپرس حاضر ميشود.
به او تفهيم اتهام ميشود و براي وي قرار تامين كيفري مناسب صادر و اين قرار از او اخذ ميشود و آخرين دفاع وي نيز شنيده ميشود؛ اما اگر متهمي در هيچ يك از مراحل رسيدگي مقدماتي و تحقيقي در دادسرا يافت نشده و در حضور مقام قضايي حاضر نشده باشد، به منظور انجام قانون آيين دادرسي براي متهم، جلب صادر ميشود.
در ادامه رسيدگي نيز اگر پرونده شرايطي را داشته باشد كه مقام رسيدگيكننده بتواند كيفرخواست غيابي و قرار مجرميت صادر كند، براي او قرار صادر ميشود و در ادامه با موافقت دادستان پرونده براي صدور حكم به دادگاه كيفري ارسال ميشود و قاضي دادگاه كيفري نيز ميتواند به پرونده رسيدگي و راي غيابي صادر كند.
راي غيابي نيز تا 10 روز پس از ابلاغ ميتواند مورد اعتراض واقع شده و در همان شعبه، مورد واخواهي قرار گيرد.
در برخي موارد نيز متهمان دست به ابتكارهاي خاصي ميزنند و مثلا جاي خود را تغيير ميدهند و از نشاني اوليه خود نقل مكان ميكنند يا اينكه متواري ميشوند.
گاهي نيز ممكن است متهم نشاني نادرستي از خود اعلام كند. در چنين مواردي با درخواست شاكي پرونده براي متهم حكم جلب صادر ميشود.
احكام جلب زماني صادر ميشود كه بتوان متهم را دستگير و در فاصله كوتاهي پس از دستگيري به دادسرا هدايت كرد. به همين دليل در ايامي مانند ايام نزديك به عيد نوروز حكم جلب صادر نميشود.
حكم جلب نيز معمولا انواع و اقسام مختلفي دارد.
در مرحله اول حكم جلب به نشاني متهم صادر ميشود و در مراحل بعد حكم جلب سيار صادر ميگردد كه با آن ميتوان با مراجعه به هر يك از كلانتريها متهم را دستگير كرد
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 12:46 :: نويسنده : hooqooqi
فصل پنجم - حضانت و نگهداری اطفال و نفقه
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 12:19 :: نويسنده : hooqooqi
فصل چهارم- طلاق
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 12:13 :: نويسنده : hooqooqi
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 11:57 :: نويسنده : hooqooqi
فصل دوّم ـ كيفر و ضوابط اختصاصي تعقيب
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 11:52 :: نويسنده : hooqooqi
فصلاوّل: شرايط و اركان جرم سوء استفاده از سفيد امضاء يا سفيد مهر. همانندجرم خيانت در امانت، سوء استفاده از سفيد مهر يا سفيد امضاء داراي دوگروه از اركان جرم است.
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 11:46 :: نويسنده : hooqooqi
مقدمه ۱ ـ تفسير لفظي از عبارت مذكور در ماده ۶۷۳ قانون مجازاتاسلامي بدين شرح كه «هر كس از سفيد مهر يا سفيد امضايي كه بهاوسپرده شده است يا به هر طريق بدست آورده سوء استفاده نمايد بهيك تا سه سال حبس محكوم خواهد شد» از موضوعات مورداختلاف از ديدگاهعلوم جزايي ميباشد؛ زيرا همانطور كه شرط تحقق قتل (اعم از عمدي،شبه عمدي، خطاي محض و غير عمديو غيره) سلب حيات از يك انسانزنده است،(گلدوزيان، دكتر ايرج «حقوق جزاي اختصاصي، جرائم عليهاموال و مالكيت، امنيت و آسايش عمومي» انتشاراتدانشگاه تهران ۲۴۹۹چاپ دوازدهم با بازنگري و افزودهها مهر ۱۳۸۵ ص ۳۳.) شرط تحقق جرمسوء استفاده از سفيد امضاء يا سفيد مهر نيز، وجودرابطه امانت قراردادييا امانت قانوني بين مودع و مستودع يا متصرف قانوني مال است. بطوري كه بدون تحقق رابطه اماني، اعم ازقانوني يا قراردادي درروابط طرفين، موضوع از شمول عنوان «خيانت در امانت» مذكور در فصلبيست و چهارم قانون اساسي خارجاست.
سهشنبه 07 خرداد 1392 :: 11:42 :: نويسنده : hooqooqi
حسب ظاهر تعریفسند مبنی بر اینکه سند نوشتهای است که ممضی بهامضاء یا ممهور به مهر و یا منقوش به اثر انگشت متعهد باشد، باید گفت سفیدامضاء،سند محسوب نمیشود ولی با توجه به عرف قضائی و باتوجه به مفاد موادقانون مدنی در قسمت اسناد و نیز ماده ۱۰ قانونمذکور، مفاد ماده ۶۷۳ قانون مجازات اسلامی، قانون صدور چک و رویه قضایی میتوانگفت؛ سفید امضاء در حقوق ایران پذیرفته شدهاست. با این توصیف هرگاه کسیمتن سفیدی را امضاء کرد و به دیگری سپرد تا آن را تکمیل و استفاده نماید درحقیقت به دارنده اختیار ووکالت داده تا متن مذکور را تکمیل و استفاده نماید. بااین وصف صدور سند بصورت سفید امضاء فقط در حدودی که صاحب امضاء به تحویلگیرنده سفید امضاء اذن و تجویز در تنظیم نموده الزام آور است. بنابراینمیتوان گفت اصل بر این است که نوشته مذکور معتبر است مگر اینکه امضاءکنندهمدعی سوء استفاده از آن شود در اینصورت اثبات ادعا با مدعی است و در صورتاثبات، سند مذکور فاقد ارزش حقوقی خواهد بود. سوءاستفاده از سفید امضاطبق ماده ۶۷۳قانون مجازات اسلامی سوء استفاده از سفید امضاء ممنوع شدهاست مفهوم مخالف آن این است که درغیر از موارد سوء استفاده هر گونه استفاده دیگر از سفید امضاء از لحاظحقوقی قابل پذیرش است.
سفیدامضا در روابط کارگر و کارفرمابرخي از كارفرمايان با گرفتن سفيد امضا از كارگران اين امكان را به خودميدهند كه علاوه بر بيمه نكردن آنها هر زمان كه خواستند آنان را اخراجكنند. با توجه به فراوانی نیروی کار و همخواني نداشتن بين عرضه و تقاضاينيروي كار در كشور ایران بسياري از مردم به دليل تامين حداقل نيازهايمعيشتي خود و پيدا كردن شغل به دريافت حداقل حقوق بدون بيمه و مزايا نيز ازكارفرمايان راضي هستند. و کارفرمایان هم با پرداخت حداقل هزینه و حقوق بهکارگران و عدم استفاده از ماشین ابزارها میتوانند تعداد افراد بیکار بیشتریرا مشغول به کار نمایند. برخی از اظهار نظرات توسط كانون هماهنگي شوراياسلامي كار و جوامع کارگری و نمایندگان مجلس ایران حاکی از این است که بایدقوانين محكم و نظارتهاي شديد و جامعي در خصوص وضعيت كارگران، بيمه ومزاياي آنان صورت گيرد و با کارفرمایان برخورد جدي شود تا نتوانند در زمینهحق بیمه یا کاهش حقوق کارگر یا زمان پایان قرارداد یا اخراج از کار هیچگونه توافقی با کارگر بنمایند و چنين خلافهايي را مرتكب نشوند. اسنادرسمی و سفید امضادردفاتر اسناد رسمی ایران تنظیم اسنادسفید امضا ممنوع بوده ولی معمولاً در برخی دفاتر با دخالت دلالان وسایطنقلیه برای معاملات وسایط نقلیه بطور گستردهای انجام میپذیرد. برخی ازدفاتر، اسناد اتومبیل را با تبانی بافروشندگان و بنگاههای اتومبیل به صورت سفيد امضا گذاشته و با این کار،حقوق دولتی را تضییع نموده و باعث رشد عجیب انتقال اسناد اتومبیل دردفترخانه خود میشوند. لذا میتوان گفت سفید امضا در دفاتر اسناد رسمی صرفاً برای تنظیم اسناداتومبیل مصداق دارد و در مورد اسناد دیگر کمتر اتفاق میافتد. تنظیم اینگونه اسناد میتواند برای فروشنده بسیار خطرناک باشد زیرا تا زمانی کهخریدار قطعی خودرو مشخص نشده، خودرو با پلاک و هویت فروشنده در دست دلالان وواسطه های ناشناس دست بدست میشود و کلیه تخلفات و شکایات از وسیله نقلیهدر سوابق و گواهینامه فروشنده درج میگردد و ممکن است در اثر تخلفاتی کهدیگران مرتکب شده اند فروشنده ناچار به توضیح و پاسخگویی در مراجع انتظامییا قضایی باشد.
|
|||||||||||