حقوقي
درباره وبلاگ


درود به دوستان گرامي بازديد كننده. مستدعي است با ارسال نظرات خود بنده را در جهت هرچه مفيد ساختن وبلاگ ياري نماييد. با سپاس فراوان

پيوندها
[Link_Title]




نويسندگان
بهناز صبوري راد

آخرین مطالب
[Post_Title]


 
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391 :: 19:23 :: نويسنده : hooqooqi

 زمانی که شمابه هردلیل دادخواستی رابه دادگاه تقدیم می کنیدباید

 درنظرداشته باشیدکه درمقابل دادخواست مفهومی به نام درخواست

 وجود دارد.

 دادخواست برای دعاوی ترافعی است(برای حل ورفع یک

 مرافعه) ولی درخواست برای دعاوی غیر ترافعی است.

 دادخواست الزاما بایددرفرم مخصوص چاپی که دردادگاههای

 سراسرکشور به فروش میرسدتنظیم شودولی دردرخواست چنین

 نیست در درخواست خیلی ازتشریفاتی را که دردادخواست

 وجود داردلازم نداردودر درخواست دیگر نیازبه نوشتن آن درفرم

 چاپی نیست.

 نکته بسیار مهم این است که هردادخواستی نوعی درخواست است. به

طورکلی درخواست هایی که به مراجع قضایی تقدیم  میشود،برخی بایدحتما

دربرگ چایی مخصوص باشدوبعضی دیگر  لازم نیست در فرم مخصوص چاپی

تنظیم شود دسته دوم را به اصطلاح درخواست می گویند.

 

درخواستهای که به تقدیم دادخواست نیازنیست

 

 

 - درخواست تأمین دلیل

 -  درخواست صدور گواهی انحصار وراثت

 -   درخواست مهروموم

 -  درخواست ترکه

 -  درخواست تحریر ترکه

 -  درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش

 -  درخواست صدور صلح و سازش

 -  درخواست تأخیر اجرای حکم

 -  درخواست تعیین قیم

 -  درخوا ست تقسیم ترکه یا ارث

 

 

سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 :: 12:34 :: نويسنده : hooqooqi

از قانون مواد خوردني ، آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي

 ماده 14 ـ كليه مواد تقلبي يا فاسد يا موادي كه مدت مصرف آنها منقضي شده باشد ، بلافاصله پس از كشف توقيف مي شود . هر گاه وزارت بهداري يا مؤسسات مسئول ديگر گواهي نمايند كه مواد مكشوفه براي برخي از مصارف انساني يا حيواني يا صنعتي قابل استفاده است ولي نگاهداري آنها امكان ندارد مواد مكشوفه به دستور دادستان شهرستان با اطلاع صاحب كالا و با حضور نماينده دادستان شهرستان بفروش مي رسد و وجوه حاصل تا ختم دادرسي و صدور حكم قطعي در صندوق دادگستري توديع خواهد شد و هر گاه گواهي شود كه مواد مكشوفه قابليت مصرف انساني يا حيواني يا صنعتي ندارد فوراً به دستور دادستان معدوم مي شود .

در كليه موارد فوق و همچنين در مورد اسباب بازي و ابزار آلات جرم دادگاه طبق ماده 5 قانون مجازات عمومي تعيين تكليف مي نمايد و اگر قبلاً به فروش رسيده باشد در مورد وجوه حاصل از فروش نيز تعيين تكليف خواهد كرد .

 « از قانون تعزيرات حكومتي امور بهداشتي و درماني »

 ماده 36 ـ شركت هاي پخش ،‌فروشگاهها ، سوپرماركتها ، تعاوني ها و ساير اماكن كه حق فروش يا توزيع كالاي خوردني ، آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي را دارند مجاز به عرضه و فروش آن دسته از كالاهاي مشمول قانون مواد خوردني ، آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي مي باشند كه داراي پروانه ساخت معتبر و يا مجوز واردات از وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي باشند . تخلف از اين امر جرم بوده و متخلف به مجازاتهاي زير محكوم مي شود :

 

الف ـ شركتهاي پخش و تعاونيهاي بزرگ :

 مرتبه اول ـ اخطار و ضبط كالا به نفع دولت .

مرتبه دوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه اول ، جريمه نقدي تا مبلغ يك ميليون ريال با توجه به حجم كالا .

مرتبه سوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه دوم ، محكوميت مدير عامل شركت به زندان از يك تا شش ماه .

 ب ـ فروشگاهها و سوپرماركتها و ساير اماكن :

 مرتبه اول ـ اخطار و ضبط كالا به نفع دولت .

مرتبه دوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه اول ، جريمه نقدي تا مبلغ يكصد هزار ريال .

مرتبه سوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه اول ، جريمه نقدي تا مبلغ پانصد هزار ريال .

در صورت تكرار ، تعطيل واحد از يك تا شش ماه .

 ماده 37 ـ ‌فروشگاهها ، سوپرماركتها ، تعاوني ها و ساير اماكن بايد از عرضه و تحويل كالاي غيربهداشتي خودداري نمايند . عرضه و تحويل كالا با علم به غيربهداشتي بودن آن تخلف محسوب شده و متخلف به مجازاتهاي زير محكوم مي شود :

مرتبه اول ـ اخطار و ضبط كالا به نفع دولت .

 مرتبه دوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه اول ، جريمه نقدي تا مبلغ يك ميليون ريال به تناسب حجم كالا .

مرتبه سوم ـ علاوه بر مجازاتهاي مرتبه دوم ، تعطيل واحد از يك تا شش ماه .

ضوابط برچسب‌گذاري براي محصولات توليد داخل

 ماده 11 قانون مواد خوراکي، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي

1ـ درج نام و آدرس موسسه سازنده

2ـ قيد نام محصول

3ـ قيد شماره پروانه ساخت از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در کادربندي با حروف درشت در محل قابل رويت

4ـ درج وزن يا حجم

5ـ درج شماره سري ساخت

6ـ درج مواد تشکيل دهنده فرآورده ( بخصوص نام و ميزان مواد نگهدارنده )

7ـ درج تاريخ توليد و انقضاء در محل مناسب با زمينه روشن به نحوي که به راحتي قابل تشخيص باشد.

8ـ شرايط نگهداري

9ـ درج جمله ساخت ايران

10ـ هرگونه ادعاي تغذيه‌اي يا جدول ارزش تغذيه‌اي و يا ادعاي خاص در خصوص مواد آرايشي و بهداشتي، محصولات تحت ليسانس شرکت‌هاي خارجي يا مواردي از اين قبيل بر روي اتيکت منوط به تأييد قبلي اداره کل نظارت بر مواد غذايي و بهداشتي مي‌باشد.

11ـ توصيه‌هاي بهداشتي که از طرف اداره کل نظارت بر مواد غذايي و بهداشتي اعلام گرديده و بعضاً در پروانه‌هاي ساخت صادره درج گرديده است لازم الاجرا مي‌باشد.

12ـ از درج مطالب و تصاوير گمراه‌کننده فريبندهخودداري شود.

 ضوابط برچسب‌گذاري براي محصولات وارداتي

  ماده 11 قانون مواد خوراکي، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي

 ـ محصولات فرآيند شده فاقد GMP و برچسب فارسي مورد تأييد اين اداره کل نمي‌باشد.

 ـ موارد مورد نياز در طرح فارسي‌نويس شامل :

 1ـ نوع و نام تجاري کالا

 2ـ نام و کشور توليد کننده

 3ـ تاريخ توليد، انقضاء و سري ساخت

 4ـ نحوه مصرف ( در صورت لزوم و با نظر کارشناس )

 5ـ موارد منع مصرف ( در صورت لزوم و با نظر کارشناس )

 6ـ توضيحات ( در صورت لزوم و با نظر کارشناس )

ضوابط برچسب‌گذاري براي محصولات توليد داخل

 

 

سه‌شنبه 05 اردیبهشت 1391 :: 12:25 :: نويسنده : hooqooqi

مقدمه:‌

كنترل‌ عوامل‌ محيطي‌ در ارتقاي‌ سلامت‌ انسان‌ نقش‌ اساسي‌ و كليدي‌ دارد و آلاينده‌ هاي‌ محيط كه‌ از تنوع‌، گستردگي‌ و پيچيدگي‌ خاصي‌ برخوردارند، مي‌ توانند هر سه‌ بعد جسمي‌، رواني‌ و اجتماعي‌ سلامت‌ انسان‌ را با خطر مواجه‌ سازند.

امروزه‌ بيشتر اين‌ آلاينده‌ ها حاصل‌ فعاليتهاي‌ روز مره‌ و يا فعاليتهاي‌ ويژه‌ انسانها نظير علوم، فنون‌، صنايع‌ و ارتقاي‌ سطح‌ فناوري‌ مي‌ باشند كه‌ در روند توليد آنها گاه‌ علم‌ و اراده‌ انسان‌ بصورت‌ عمدي‌دخالت‌ داشته‌ و گاهي‌ نيز ناشي‌ از عدم‌ آگاهي‌ و اطلاع‌ از پيامدهاي‌آن هستند.

حفظ و صيانت‌ از محيط مستلزم‌ انضباط و رعايت‌ نظم‌ اجتماعي‌ است‌ و ضمانت‌ اجرايي‌ آن‌ نيز وجود قوانين‌ و آئين‌ نامه‌ هاي‌ قوي‌ و محكمي‌ است‌ كه‌ اجراي‌ آنها ميتواند آثار سوء و زيانبار آلودگي‌ هاي ‌محيطي‌ را به‌ حداقل‌ ممكن‌ برساند.

در كشور ما قوانين‌ و آئين‌ نامه‌ هاي‌ متعددي‌ در زمينه‌ آب‌، هوا، فاضلاب‌، مواد غذايي‌، اماكن‌ و موارد تخلف‌ زيست‌ محيطي‌ وجود دارد كه‌ اغلب‌ آنها با بهداشت‌ محيط مرتبط مي‌ باشند. بنابراين ‌تعدادي از آنها بعنوان‌ پشتيبان‌ اصلي‌ پيشبرد اهداف‌ بهداشت‌ محيط هستند كه‌ ذيلا به‌ آنها اشاره‌ مي گردد.

آئين نامه بهداشت محيط مصوب هیات وزیران

اين‌ آئين‌ نامه‌ در تاريخ24/4/1371 به‌ تصويب‌ هيئت‌ محترم‌ وزيران‌ رسيده‌ و در حقيقت‌ رئوس‌ وظايف ‌و فعاليتهاي‌ بهداشت‌ محيط كشور را تبيين‌ نموده‌ است.

ماده 1 ـ
تعاريف:

الف ـ بهداشت محيط:

بهداشت محيط عبارتست از كنترل عواملي از محيط زندگي كه به گونه اي روي سلامت جسمي، رواني و اجتماعي انسان تاثير ميگذارند.

ب ـ آب آشاميدني:

آب آشاميدني آب گوارايي است كه عوامل فيزيكي، شيميايي، وبيولوژيكي آن در حد استانداردهاي مصوب باشد و مصرف آن عارضه سوئي در كوتاه مدت يا دراز مدت در انسان ايجاد نكند.

پ ـ آلودگي آب آشاميدني:

آلودگي آب آشاميدني عبارتست از تغيير خواص فيزيكي ، شيميايي و بيولوژيكي آب به گونه اي كه آنرا براي مصرف انسان زيان آور سازد.

ت ـ كنترل بهداشتي:

منظور از كنترل بهداشتي، بازديد و بررسي بهداشتي مراكز مشمول اين آئين نامه به منظور اعمال ضوابط بهداشت محيطي ميباشد.

ث ـ مراكز كاربرد پرتوهاي يونساز در پزشكي:

مراكز كاربرد پرتوهاي يونساز در پزشكي مراكزي هستند كه با استفاده از پرتوهاي يونساز زير نظر مسئولين متخصص مربوطه به تشخيص يا درمان بيماريها پرداخته و شامل مراكز راديو لوژي، راديوتراپي وراديوايزوتوپ ميباشد.

ج ـ اماكن عمومي:

اماكن عمومي عبارتند از: اماكن متبركه و زيارتگاهها، زائرسراها، هتل ها، متل ها، مسافرخانه ها، پانسيونها، آسايشگاههاي سالمندان، آرايشگاهها، حمامها، حمامهاي سونا، استخر هاي شنا، سينماها، پاركها، مراكز تفريحي، باشگاههاي ورزشي، ترمينال هاي وسايل حمل و نقل عمومي و مسافرتي، توالتهاي عمومي، گورستانها و مانند اين موارد.

چ ـ مراكز تهيه ، توزيع ، نگهداري و فروش مواد خوردني ،آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي:

مراكز تهيه، توزيع، نگهداري و فروش مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي عبارتند : از كليه كارخانه ها، كارگاهها، سردخانه ها، اماكن ومغازه هايي كه به گونه اي نسبت به تهيه،توزيع، نگهداري و فروش مواد خوردني ، آشاميدني ، آرايشي و بهداشتي اقدام نمايند.

ح ـ مراكز بهداشتي ـ درماني:

مراكز بهداشتي درماني عبارتند از بيمارستانها، آسايشگاهها، زايشگاهها، مطبها، درمانگاهها، آزمايشگاههاي تشخيص طبي، بخشهاي تزريقات و پانسمان، آسايشگاههاي معلولين، طب هسته اي، فيزيوتراپي، راديولوژي و مانند اينها.

خ ـ مراكز آ موزشي و تربيتي:

مراكز آموزشي و تربيتي عبارتند از مدارس، آموزشگاههاي تحصيلي، حوزه هاي علميه، دانشكده ها، هنرستان ها، خوابگاههاي مراكز آموزشي، پرورشگاهها، مراكز تربيتي شبانه روزي (ندامتگاهها) و مهدهاي كودك.

ماده 2ـ

هر اقدامي كه تهديدي براي بهداشت عمومي شناخته شود ممنوع ميباشد. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي موظف است پس از تشخيص هر مورد از مواردي كه در حيطه وظايف وزارت ميباشد راسا اقدام قانوني معمول و در ساير موارد موضوع را به مراجع ذيربط جهت انجام اقدامهاي قانوني فوري اعلام نمايد.

متخلفان از مقررات بهداشت عمومي تحت پيگرد قانوني قرار خواهند گرفت.

ماده 3 ـ

آلوده كردن آب آشاميدني عمومي ممنوع است و با متخلفان مطابق مقررات رفتار خواهد شد. وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به منظور حفظ سلامت و بهداشت مردم مكلف است كيفيت آب آشاميدني عمومي از نقطه آبگيري تا مصرف را از نظر بهداشتي تحت نظارت مستمر قرار دهد.

تبصره1ـ وظايف و اختيارات سازمان حفاظت محيط زيست در پيشگيري و جلوگيري از آلودگي منابع آب، موضوع ماده (46) قانون توزيع عادلانه آب و آئين نامه هاي اجرايي آن همچنان قابل اجراست.

تبصره2ـ سازمانها و مؤسسه هاي دولتي و خصوصي تامين كننده آب آشاميدني

عمومي مؤظف به رعايت همه ضوابط و معيارهاي بهداشتي اعلام شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بوده و بايد همه اطلاعات لازم براي بررسي مورد يا موارد و تسهيلات بازديد از تاسيسات را در اختيار وزارت قرار دهند.

تبصره 3ـ وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي به منظور كنترل آب آشاميدني عمومي در مراحل مختلف توزيع، آزمايشگاههاي مراكز بهداشت استان، شهرستان و مراكز بهداشتي ـ درماني را براي ارائه خدمت در اين زمينه تجهيز مينمايد.

ماده 4 ـ

به منظور جلوگيري از روند رو به رشد آلودگي منابع آبهاي سطحي و زيرزميني اعم از چاهها، رودخانه ها، قناتها، چشمه ها ـ آب مصرفي شهر و روستا كميته اي با نام كميته حفاظت از منابع آب آشاميدني زير نظر استاندار با عضويت مديران و

رؤساي ادارات كل : 1ـ بهداشت، درمان و آموزش پزشكي 2ـ سازمان حفاظت محيط زيست 3ـ سازمان آب منطقه اي استان 4ـ جهاد سازندگي استان 5ـ برنامه و بودجه

استان 6ـ شركت آب و فاضلاب استان، تشكيل مي شود تا موارد زير را بررسي و اقدام نمايد.

* اتخاذ تصميم راجع به خارج نمودن بعضي از منابع تامين آب آشاميدني از سرويس كه بر اساس گزارش اداره كل بهداشت محيط آلوده شده اند (اعم از چاهها، چشمه ها، قناتها و...).

* اتخاذ تدابير لازم جهت حفاظت از منابع آب آشاميدني موجود بر اساس دستورهايي كه توسط دستگاههاي ذيربط پيشنهاد مي شود و به تصويب كميته مي رسد.

* اتخاذ تدابير لازم به منظور حفظ حريم مناطقي كه در آينده براي تامين آب شهرها

از طريق دستگاههاي ذيربط پيشنهاد مي شود.

* اتخاذ تصميم در رابطه با بحرانهاي ناشي از آلودگي منابع آب و چگونگي مقابله به آنها.

تبصره: در ابتدا اداره كل بهداشت محيط موظف است نواقصي را كه موجب آلودگي منابع آب ميگردد به دستگاه ذيربط اعلام كند تا راسا نسبت به رفع آن اقدام نمايد.

در صورتي كه امكانات دستگاهها براي رفع نواقص كفايت ننمايد مراتب در كميته ياد شده مطرح خواهد شد.

ماده 5 ـ

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي بمنظور حفظ بهداشت عمومي مكلف است بررسيهاي لازم را در مورد تاثير هاي هواي استنشاقي و ساير مواد مؤثر بر انسان معمول دارد و نسبت به ارائه توصيه هاي ضروري به مراجع ذيربط اقدام نمايد.

ماده 6 ـ

مراكز كاربرد پرتوهاي يونساز در پزشكي موظف به همكاري و ارائه آمار و اطلاعات

و فراهم نمودن تسهيلات بمنظور بررسي دوزيمتري و بهسازي جهت انجام وظيفه كارشناسان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مي باشند. با متخلفان برابر مقررات قانوني مربوطه (قانون تعزيرات) رفتار خواهد شد.

ماده 7 ـ

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مكلف است مراكز بهداشتي، درماني، آموزشي و تربيتي، اماكن عمومي، مراكز تهيه، توزيع، نگهداري و فروش مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي را از نظر ضوابط و مقررات بهداشت محيطي كنترل و با متخلفان از دستورالعمل ها و توصيه هاي بهداشتي وزارت برابر مقررات قانوني مربوطه (قانون تعزيرات) رفتار نمايد.

ماده 8 ـ

مراجع صادر كننده پروانه كسب مراكز تهيه، توزيع، نگهداري وفروش مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي و اماكن عمومي مؤظفند ضمن رعايت ضوابط مربوط به خود، مقررات و توصيه هاي اعلام شده توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي را نيز در اين زمينه رعايت نموده و قبل از صدور پروانه كسب، نظريه بهداشتي از اين وزارتخانه كسب نمايند.

ماده 9 ـ

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي علاوه بر وظيفه قانوني مبارزه با ناقلين بيماريها عهده دار نظارت بر امر مبارزه با بندپايان، جوندگان و حيوانهاي ناقل بيماريها نيز مي باشد. مراجع ذيربط ملزم به رعايت دستورالعملهاي بهداشت محيطي اين وزارتخانه در اين مورد هستند.

ماده 10 ـ

بمنظور پيشگيري از شيوع بيماريهاي منتقل شده بوسيله بند پايان و حيوانات ناقل

بيماري و همچنين جلوگيري از آلودگي محيط به سموم و مواد شيميايي و در صورت امكان روشهاي مبارزه از طريق بهسازي محيط ارجح بوده و دستگاههاي اجرائي ذيربط موظف به بهسازي كانونهاي جلب و تكثير بندپايان و حيوانهاي ناقل برابر توصيه ها و دستورالعملهاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مي باشند.

تبصره: شهرداري ها مكلفند در تنظيم روشهاي جمع آوري، حمل و دفع زباله شهر و سايرخدمات شهري دستورالعملها و توصيه هاي وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و ساير مراجع ذيربط را رعايت نمايند.

ماده 11 ـ

صدور مجوز ورود و ترخيص و كنترل بهداشتي هر نوع دام و فراورده هاي خام دامي با توجه به مواد (2ـ3ـ4ـ7ـ8)قانون سازمان دامپزشكي كشور (مصوبه سال 1350) كه مؤخر بر قانون مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي و بهداشتي است علي الاطلاق و در تمام مراحل اعم از توليد، توزيع و عرضه از لحاظ پيشگيري و مبارزه با بيماريهاي دامي و بيماريهاي مشترك انسان و دام بر عهده سازمان دامپزشكي مي باشد.

طبيعي است چنانچه عرضه فراورده هاي خام دامي موجب بيماريهاي مختص انسان شود وهمچنين مواردي كه در فراورده هاي خام دامي تغييراتي داده شود كه مواد حاصل شده فراورده خام دامي تلقي نگردد مسئوليت كنترل بهداشتي بر عهده وزارت بهداشت، درمان آموزش پزشكي است كه مطابق قانون مواد خوردني، آشاميدني، آرايشي وبهداشتي (مصوبه 1346) و اصلاحات آن انجام خواهد شد.

ماده 12 ـ

وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي از طريق شبكه هاي بهداشتي، درماني و خانه هاي بهداشت در روستا ها ضمن آموزش گسترده بابسيج مردم و جلب همكاري بين بخشي در زمينه مسائل بهداشت محيطي از قبيل جمع آوري و حمل و دفع بهداشتي زباله، دفع بهداشتي مدفوع و كود حيواني، بهسازي معابر و جداسازي محل نگهداري دام و پرندگان از محل سكونت، نظارت و پيگيري لازم را داشته و همچنين در جهت بهسازي منابع و كنترل كيفي آب آشاميدني، جمع آوري و دفع بهداشتي فاضلابها، كنترل اماكن عمومي و مراكز تهيه، توزيع، نگهداري و فروش مواد غذايي اقدام نمايد.

بخش مهمي از وظايف عوامل اجرائي و بازرساناداره كنترل مواد غذايي وبهداشت محيط بازرسي و كنترل مراكز تهيه وتوزيع موادغذايي وبهداشتي براي تشخيص مواد ناسالم وغيربهداشتي ميباشد كه اين امر با توجه بهصلاحيت ومأموريتي كه برعهده بازرسان مذكور محول است انجام ميگيرد، لذا براي تشخيصقطعي مواد فاسد وغير قابل مصرف وهمچنين تفكيك مواد ناسالم ازسالم با اسلوب خاصيمبادرت به نمونه برداري ميشود كه دراين خصوص ملاك قطعي وقانوني نظريه آزمايشگاه استتا با اعمال اين روش بتوان نسبت به نمونه گرفته شده قضاوت صحيح نمود، لذا هيچيك ازمأمورين اجازه ندارند قبل از حصول نتيجه آزمايشگاه و اجازه از مقامات قضايي محلنسبت به انهدام مواد غذايي يا بهداشتي به هر مقدار واندازه حتي با رضايت صاحب كالامبادرت نمايند.
 

قانون مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مصوب تیرماه 1346 با اصلاحات بعدی

ماده 1 ـ مرتكب هریك از اعمال زیر در مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی به ‌مجازات‌های مقرر در این قانون محكوم خواهد شد :
1 - عرضه یا فروش جنسی به جای جنس دیگر .
2 - مخلوط كردن مواد خارجی به جنس به منظور سوء استفاده .
3 - عدم رعایت استاندارد یا فرمول ثبت شده در مواردی كه تعیین فرمول و رعایت آن و همچنین ‌تعیین استاندارد و رعایت آن الزامی باشد .
4 - فروش و عرضه جنس فاسد و یا فروش و عرضه جنسی كه موعد مصرف آن گذشته باشد .
5 - به كار بردن رنگ‌ها و اسانس‌ها و سایر مواد اضافی غیر‌مجاز در مواد خوردنی یا آشامیدنی یا آرایشی یا بهداشتی و یا لوازم بازی كودكان .
6 - ( الحاقی ‌) ـ ساختن مواد تقلبی خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی .


ماده 2 ـ ( اصلاحی ‌) ـ ارتكاب هریك از اعمال مذكور در ماده یك حسب مورد مستوجب یكی ازمجازات‌های زیر خواهد بود :
1 - در مواردی كه مواد مذكور در ماده یك به دست مصرف‌كننده نرسیده یا اینكه مصرف آن موجب ‌بیماری یا آسیبی نگردد مجازات مرتكب سه ماه تا یك سال حبس جنحه‌ای خواهد بود ولی درهرحال سازنده یا تهیه ‌كننده یا مخلوط‌ كننده مواد تقلبی به حبس جنایی درجه 2 از دو تا پنج سال ‌محكوم خواهد شد .
2 - در صورتی كه مصرف مواد مذكور موجب بیماری مصرف‌ كننده یا آسیبی گردد كه معالجه آن‌ كمتر از یك ماه باشد مجازات مرتكب شش ماه تا دو سال حبس جنحه‌ای خواهد بود و هرگاه مدت‌ معالجه بیشتر از یك ماه باشد مجازات مرتكب یك سال تا سه سال حبس جنحه‌ای است و درهر دو مورد سازنده یا تهیه ‌كننده یا مخلوط‌ كننده مواد تقلبی به حبس جنایی درجه یك از سه سال تا ده سال ‌محكوم خواهد شد .
3 - در صورتی كه مصرف مواد مذكور موجب نقص یكی از اعضای مصرف ‌كننده گردد مجازات ‌مرتكب با توجه به میزان نقص سه تا ده سال حبس جنایی درجه یك است ودراین موارد سازنده یا تهیه ‌كننده ‌یا مخلوط ‌كننده ‌مواد تقلبی به حبس‌ جنایی‌ درجه‌ یك‌ از پنج‌سال تا پانزده‌ سال محكوم می‌شود .
4 - در صورتی كه مصرف مواد بهداشتی یا آرایشی موجب نقص زیبایی یا كراهت منظر شود مجازات مرتكب با توجه به میزان نقص یا كراهت یك تا سه سال حبس جنحه‌ای خواهد بود و دراین مورد سازنده یا تهیه ‌كننده یا مخلوط ‌كننده آن با مواد خارجی به حبس جنایی درجه دو از دو سال ‌تا ده سال محكوم خواهد شد .
ماده 3 ـ ( اصلاحی ‌) ـ در صورتی كه مصرف مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی منجربه فوت مصرف‌كننده گردد مجازات سازنده یا تهیه ‌كننده یا مخلوط‌ كننده اعدام است و در سایر موارد مذكور در ماده یك در صورتی كه منجر به فوت شود مجازات مرتكب سه سال تا پانزده سال حبس ‌جنایی درجه یك است .
تبصره‌ 1 : ( الحاقی ‌) ـ مرتكب هریك ازجرایم مذكور در این ماده و ماده 2 این قانون علاوه بر كیفرمقرر جز در مورد اعدام به پرداخت جزای نقدی از بیست هزار ریال تا پانصد هزار ریال و محرومیت ‌از اشتغال به كسب یا كار مربوط به مواد خوردنی یا آشامیدنی یا آرایشی یا بهداشتی از یك تا سه ‌سال محكوم خواهد شد .
تبصره‌ 2 : ( الحاقی ‌) ـ در تمام موارد مذكور در این قانون هرگاه معلوم شود كه مواد تقلبی با علم واطلاع مدیر یا صاحب مؤسسه یا كارگاه ساخته یا تهیه یا با مواد خارجی مخلوط شده است اشخاص ‌مذكور به همان مجازاتی كه برای مباشرعمل مقرر است محكوم خواهند شد .
ماده 4 ـ درهر مورد كه در مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی و بهداشتی مواد سمی به حد غیرمجاز باشد دادگاه مرتكب را برحسب مورد به حداكثر مجازات‌های مذكور در ماده 2 محكوم خواهد نمود .
ماده 5 ـ رقابت مكارانه در مورد مواد موضوع این قانون از طرف هركس مشمول بند الف ماده 244 قانون كیفرعمومی خواهد بود .
ماده 6 ـ هرگاه در نتیجه بی‌احتیاطی یا بی‌مبالاتی یا عدم مهارت تهیه ‌كننده یا سازنده یا فروشنده یا عرضه ‌كننده یا هریك ازعاملین آنها مواد خوردنی و آشامیدنی و آرایشی وبهداشتی به صورتی‌ درآید كه مصرف آن موجب بیماری یا آسیبی گردد كه معالجه آن كمتراز یك ماه باشد مجازات ‌اشخاص مذكور برحسب مورد دو ماه تا شش ماه حبس جنحه‌ای خواهد بود و در صورتی كه مدت‌ معالجه زائد بر یك ماه باشد مرتكب به حداكثر مجازات حبس مذكور در این ماده و تأدیه غرامت از پنج هزار تا پنجاه هزار ریال محكوم می‌شود .
ماده 7 ـ از تاریخ تصویب این قانون تأسیس هرگونه كارخانه یا كارگاه تهیه مواد خوردنی وآشامیدنی و آرایشی و بهداشتی منوط به تحصیل پروانه از وزارت بهداری ، در مورد كارخانه‌ها پروانه ‌تأسیس نیز از وزارت اقتصاد است شرایط صدور پروانه و طرز كار و تولید و بهره ‌برداری و اداره‌ مؤسسات مزبور در آیین‌ نامه‌ای كه بوسیله وزارت بهداری تهیه می‌شود ، تعیین خواهد گردید .
تبصره‌ : مسئولیت فنی كارخانه‌های مواد خوردنی ـ آشامیدنی ـ آرایشی و بهداشتی به عهده‌ افرادی خواهد بود كه در فنون پزشكی ـ داروسازی ـ دام پزشكی ـ رشته‌های تغذیه ـ شیمی و علوم ‌تجربی دارای درجه تحصیلی دانشگاهی از لیسانس به بالا باشند و با توجه به رشته‌های مربوط ( موادخوردنی ـ آشامیدنی ـ آرایشی و بهداشتی ‌) درجه تحصیلی رشته تخصصی و میزان تجربه لازم برای‌ مسئولیت فنی مؤسسات فوق‌الذكر كه به موجب آیین ‌نامه‌ای كه بوسیله وزارت بهداری تهیه ‌می‌شود ، تعیین خواهد شد .
ماده 8 ـ وزارت بهداری جهت صدور پروانه ساخت هر نوع فرآورده كه در كارخانجات تهیه می‌شود مبلغ پنج هزار ریال و جهت صدور پروانه ساخت هر نوع فرآورده‌هایی كه در كارگاه‌های مشمول این ‌قانون تهیه می‌شود مبلغ پانصد ریال دریافت خواهد داشت كه منحصراً به مصرف تأسیس و توسعه ‌و تكمیل آزمایشگاه‌های مواد غذایی خواهد رسید .
تبصره‌ 1 : كارگاه‌هایی كه فرآورده‌های خود را با علامت و بسته‌‌بندی مشخص به صورت بازرگانی ‌عرضه می‌كنند مشمول این قانون خواهند بود .
تبصره‌ 2 : هریك از آزمایشگاه‌های ذی صلاحیت وابسته به وزارت بهداری مجازند از اشخاص‌ حقیقی یا حقوقی كه تقاضای آزمایش مواد یا محصولات خود را می‌نماید به موجب تعرفه‌ای كه از طرف وزارت بهداری پیشنهاد و به تصویب كمیسیون‌های دارایی مجلسین خواهد رسید حق آزمایش‌ دریافت نمایند .
درآمدهای حاصل از اجرای این ماده در حسابی در خزانه كل متمركز شده و در هریك از مؤسسات به ‌مصرف توسعه و تكمیل همان مؤسسه خواهد رسید . ‌
تبصره‌ 3 : فهرست كارخانجات و كارگاه‌های مشمول این قانون از طرف وزارت بهداری تهیه و پس از تصویب كمیسیون‌های بهداری مجلسین آگهی خواهد شد .

ماده 9 : تهيه كنندگان و سازندگان و واردكنندگان مواد خوردني و آشاميدني و بهداشتي و آرايشي كه نوع موسسات آنها در آگهي وزارت بهداري قيد خواهد شد و در تاريخ تصويب اين قانون و آيين نامه هاي اجرايي آن مشغول به كار هستند مكلفند ظرف شش ماه از تاريخ انتشار آگهي تقاضاي پروانه بهداشتي از وزارت بهداري بنمايند به تقاضاهاي رسيده در كميسيون فني مركب از سه نفر از اشخاص صلاحيتدار به تعيين وزارت بهداري رسيدگي و ظرف شش ماه تصميم كميسيون بر رد يا قبول تقاضاها صادر خواهد شد. هرگاه در موعد مقرر تقاضاي صدور پروانه نشود و يا كميسيون تقاضاي صاحب موسسه را رد نمايد به دستور دادستان موسسه موقتا تعطيل خواهد گرديد. از دستور مزبور تا ده روز پس از ابلاغ مي توان به دادگاه شهرستان شكايت نمود و دادگاه خارج از نوبت به شكايت رسيدگي كرده وراي مي دهد راي مزبور قطعي است .

تبصره : آيين نامه هاي اجرايي مواد 8 و 9 به وسيله وزارت بهداري تهيه و پس از تصويب كميسيونهاي بهداري مجلسين به مورد اجرا گذارده خواهد شد.

ماده 10 :رد تقاضاي صدور پروانه مانع از آن نيست كه صاحب موسسه با رعايت مقررات ماده 7 مجددا تقاضاي صدور پروانه بهداشتي و ساختن بنمايد.

ماده 11 : در موسسات داخلي كه نوع آنها از طرف وزارت بهداري معين و صورت آن منتشر مي گردد صاحبان آنها مكلفند طبق دستور وزارت بهداري مشخصات لازم را در مورد هر نوع فرآورده به خط فارسي خوانا روي بسته بندي يا ظرف محتوي جنس قيد نمايند در مواردي كه فرمول محصول يا مواد تركيبي طبق تقاضاي سازنده فرمول بايستي محفوظ بماند بايد فرمول محصول را قبلا به وزارت بهداري تسليم و شماره پروانه آن را روي بسته بندي ذكر نمايد.

متخلفين از مقررات اين ماده به پرداخت غرامت از پنج هزار تا بيست هزار ريال محكوم خواهند شد.

ماده 12 : وزارت بهداري مكلف است فهرست رنگها و اسانسها و ساير مواد مجاز قابل افزودن به مواد خوردني يا آشاميدني يا آرايشي يا بهداشتي و همچنين نوع جنس ظرف مورد استفاده در صنايع مواد خوردني يا آشاميدني و يا رنگهاي مورد مصرف در اسباب بازي را آگهي نمايد. افزودن موادي كه در آگهي ذكر نشده باشد به مواد خوردني و آشاميدني و آرايشي و بهداشتي و اسباب بازي بدون اجازه وزارت بهداري و همچنين به كار بردن مواد سمي به صورت و ميزان غير مجاز در سفيد كردن و پاك كردن و شفاف كردن يا رنگ آميزي ظروف غذايي يا پوشش و بسته بندي مواد خوردني و آشاميدني و آرايشي و بهداشتي ممنوع است و مجازات سازندگان يا تهيه كنندگان مواد موضوع اين ماده در صورتي كه مستلزم مجازات شديدتري نباشد حبس تاديبي از سه ماه تا يك سال خواهد بود.

ماده 13 : مقررات بهداشتي طبق آيين نامه اي از طرف وزارت بهداري تعيين و براي اطلاع عموم به وسائل مقتضي آگهي مي شود. تخلف از مقررات بهداشتي مذكور مستوجب مجازات خلافي است كه بر طبق آيين نامه مصوب وزارت دادگستري و وزارت بهداري تعيين خواهد شد. ماموريني كه از طرف وزارت بهداري يا موسسات مسئول ديگر براي نظارت در مواد خوردني و آشاميدني و بهداشتي تعيين مي شوند مكلفند متخلفين از مقررات بهداشتي را با ذكر مورد تخلف با تنظيم گزارش به مسئول بهداشت محل معرفي نمايند. مسئول بهداشت محل در صورت تاييد گزارش مامور نظارت متخلف را به دادگاه خلاف معرفي نموده و به مدير موسسه نيز كتبا اخطار مي نمايد كه در موعد مقرر كه مدت آن در آيين نامه تعيين خواهد شد به رفع نواقص بهداشتي اقدام نمايد. در صورتي كه پس از انقضا مهلت مقرر نقائص مذكور رفع نشده باشد مامور نظارت مكلف است مراتب را به مسئول بهداشت محل مجددا گزارش دهد و مسئول مزبور پس از رسيدگي و تاييد گزارش مامور نظارت محل تعيين شده را با دستور كتبي موقتا تعطيل مي كند. ادامه كار در صورتي اجازه داده خواهد شد كه صاحب يا مدير مسئول موسسه مسئول بهداشت محل را از اجراي مقررات مطمئن سازد.

ماده 14 : كليه مواد تقلبي يا فاسد يا موادي كه مدت مصرف آنها منقضي شده باشد بلافاصله پس از كشف توقيف مي شود هرگاه وزارت بهداري يا موسسات مسئول ديگر گواهي نمايند كه مواد مكشوفه براي برخي از مصارف انساني يا حيواني يا صنعتي قابل استفاده است ولي نگاهداري آنها امكان ندارد مواد مكشوفه به دستور دادستان شهرستان با اطلاع صاحب كالا و با حضور نماينده دادستان شهرستان به فروش مي رسد و وجوه حاصل تا ختم دادرسي و صدور حكم قطعي در صندوق دادگستري توديع خواهد شد و هرگاه گواهي شود كه مواد مكشوفه قابليت مصرف انساني يا حيواني يا صنعتي ندارد فورا به دستور دادستان معدوم مي شود. در كليه موارد فوق و همچنين در مورد اسباب و ابزار و آلات جرم دادگاه طبق ماده 5 قانون مجازات عمومي تعيين تكليف مي نمايد و اگر قبلا به فروش رسيده باشد در مورد وجوه حاصل از فروش نيز تعيين تكليف خواهد كرد. درآمد حاصل از اجراي اين ماده به مصرف تاسيس و توسعه و تكميل آزمايشگاه هاي تحقيق و كنترل مواد غذايي خواهد رسيد.

ماده 15 : كساني كه مواد مذكور در ماده 14 را خريداري مي نمايند بايد منحصرا براي مصارفي كه از طرف وزارت بهداري يا موسسات مسئول ديگر تعيين گرديده معامله نمايند يا به كار برند والا بر حسب مورد به مجازاتهاي مذكور در اين قانون محكوم خواهند شد.

ماده 16 : از تاريخ تصويب اين قانون ترخيص مواد غذايي يا بهداشتي يا آرايشي از گمرك به هر شكل و كيفيت به منظور بازرگاني يا تبليغاتي با رعايت مقررات عمومي علاوه بر دارا بودن گواهي بهداشتي و قابليت مصرف از كشور مبدا مستلزم تحصيل پروانه ورود از وزارت بهداري است و واردكننده نيز مكلف است براي تحصيلي پروانه مزبور فرمول مواد و همچنين موادي كه براي نگاهداري به آنها اضافه شده به وزارت بهداري تسليم نمايد.

ماده 17 : كليه جرائم مندرج در اين قانون از جرائم عمومي محسوب است.

ماده 18 : دولت مامور اجراي اين قانون است .

اقدامات اجرايي مربوط به مقررات ماده 14 در زمينه كشف وضبطونمونه برداري از مواد غذايي و بهداشتي:‌

1- كشف مواد غذايي و بهداشتي فاسد،تاريخ مصرف گذشته، تقلبي، نداشتن مشخصات لازم بهداشتي و..

2- تنظيم صورتجلسهونمونه برداري بطريق علمي وبهداشتي به لحاظ حصول اطمينان از سالم بودن فرآورده.

3- ارسال نمونه به آزمايشگاه در شرايط مناسب وبهداشتي.

4- دريافت پاسخ از‌آزمايشگاه وتكميل پرونده و چنانچه پاسخ آزمايشگاه قابليت مصرف باشد مراتب بلافاصلهبه بازرسان ابلاغ ، تا نسبت به فك پلمپ طي صورتجلسه اقدام كنند و در صورتيكه حاكي ازغير قابل مصرف يا تقلبي باموادي كه مفادماد ه 14 باشد با تكميل پرونده مربوطه ازطريق پاسگاههاي انتظامي ويا بطور مستقيم به دادگاه بطور اجراي قانون ارسال ميشود

 

 

دوشنبه 07 فروردین 1391 :: 20:45 :: نويسنده : hooqooqi

نوروز ميراث سبز نياكان پارسيمان شاد باد

اهورا مزدا ايران زمين را جاويد بدارد...

 

یکشنبه 07 اسفند 1390 :: 13:08 :: نويسنده : hooqooqi


خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم

که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه

در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی

در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “

خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!

سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995

درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان

وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی

به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم

که  انگلستان در برابر مصدق شکستی بی سابقه را متحمل شد.

اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.

اولین ایرانی فارق التحصیل در دکتری حقوق.

امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر

را از شوروی باز پس گرفت.

شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.

جمال عبدالناصر

(رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر)

به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و

کانال سوئز را برای مصر ملی کرد.

سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد

که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.

اولین نفر که با استفاده از علوم روز

در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.

اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به

طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.

ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش

در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز

نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.

مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و

مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن

صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به

همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و

دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.

بخشی از بیانات بزرگوار:

” تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این استکه

صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و

اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم ترین امپراطوری

جهان را از این مملکت برچیدم “.

” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در 

برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها

ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی

ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم

و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.

*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش 

که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج

برای درمان نشد وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری

را برای درمانم انجام دهند.

به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!

اما

*هنوز هم برای رفتن بر سر مزارش که نیمه

ویرانست، مردم مشکل دارند!وهنوز يك كوچه يا خيابان بنامش نيست.

 

 

 

 

 


 

 

یکشنبه 07 اسفند 1390 :: 12:54 :: نويسنده : hooqooqi

دو قبر و دیگر هیچ ...


در پایین چند عکس از منزل و قبر دکتر مصدق را مشاهده می کنید 

مردی که پوزه استعمار انگلیس را یک تنه  به خاک مالید ...

او همچنان در کشور خودش ، مملکتی که برایش سالها زحمت

کشیده غریب است ... 

 

 

نه تاریخ تولدش را میدانیم و نه تاریخ فوتش را 


نه اطلاعی از نحوه مبارزه اش با پیر استعمار ، انگلیس ملعون , داریم 


دریغ از یک جو همت ما ایرانیان 

   
 


درب خانه ی دکتر مصدق. بدون حتی یک تابلو !! 


خانه ی که دکتر مصدق ده سال در آن محبوس بود

 

 
 
...................... 

قبر دکتر مصدق در زیر انبوه گل ...


در سرتاسر دیوار های خانه عکس ها مصدق که اهدایی

این و آن است، به چشم می خورد 

 

در وسط تصویر شعار اصلی نهضت آزادی را می بینید :

« ما مسلمانیم، ایرانی هستیم و مصدقی » 

 
نوشته ی دکتر علی شریعتی :

« ... و پیشوایم مصدق. مردی که ۷۰ سال برای آزادی نالید » 


..........................................................................................................   
و اما قبر دوم 


محمدبن جعفر طیار 


پسر جعفر طیار 


او در حمله به شهر شوشتر توسط یک سرباز ایرانی زخمی و کشته می شود 


عربها در جنگ شوشتر 40 هزار تن را می کشند و

 

جوی خون راه می اندازند و زنها و دختران را به کنیزی و برای

 

فروش به مدینه می برند او در این جنگ توسط یک دلاور ایرانی کشته می شود

 

اما اثری از آن دلاور وجود ندارد اما قبر باشکوهی برای این عرب در نزدیکی

 

دزفول وجود دارد از قرار معلوم ، ایرانیان حرمت زیادی برای  متجاوزان 

 

 به نوامیسشان قایل هستند 



بقعه محمد بن جعفر طیار  دزفول 
 

    
آیا عقل ما ایرانیان پاره سنگ بر نمیدارد ؟ 


اخر این مرد نه سید است نه از نسل پیامبر است و نه از نسل علی

 
یک متجاوز بوده که در جنگ کشته شده 


نه تنها کمکی به ما ایرانیان نکرده که دشمن وطن و فرهنگ ما هم بوده 


اما قبر مصدق همچنان در سکوت و گرد وغبار است 


حال به نظر شما آیا ما لایق این وضع نابسامان هستیم یا نه؟

 

 

افسوس که ما ایرانیان حافظه تاریخی نداریم

 

 

شنبه 06 اسفند 1390 :: 23:47 :: نويسنده : hooqooqi

 

 تاریخچه وکالت

با نگاهی گذرا به تاریخچه ی وکالت در میابیم که در ایران باستان افرادی بنام (سخنگویان قاضی) طرف مشاوره مردم قرار میگرفتند و در محاکم به ایراد سخن و مدافعه ازدیگران میپرداختند.

و همچنین اسنادی وجوددارد که در پنج هزار سال پیش در تمدن سومری وکیل به دفاع از متهم میپرداخته است.

در زمان مشروطیت وکلایغیر رسمی یا افرادی که آشنا به نگارش ،معلومات،دانش فقهی،فصاحت و بلاغتکلام بودند با توسل به مبانی استنباط حقوق اسلامی،شرعی،فلسفی وبا شعر وادببه دفاع از موکلین خود می پرداختند.

در زمان وزارت عدلیه یمرحوم فروغی برابر قانون تشکیل عدلیه،وکلا موظف شدند برای امکان شرکت درمحاکم ،قبلا امتحان داده و تصدیق نامه بگیرند.

در سال یکهزاروسیصد،اولین مجمع وکلای دادگستری تشکیل و نخستین نظامنامه ی اساسی وکلایرسمی عدلیه شامل بیست و چهار ماده تدوین گردید .

با انقراض سلطنت قاجاریهدر آبان یکهزار و سیصد و چهار ،انتقال سلطنت به رضا خان انحلال کلیهتشکیلات عدلیه و اصلاح قانون اصول تشکیلات عدلیه ،فصل دوم از باب پنجمقانون مذکور به وکلای دادگستری اختصاص داده شد

در تاریخ بیستم آبانیکهزار و سیصدونه ،کانون وکلاء در قسمت جنوبی خیابان باب همایون رسماًافتتاح گردید و پس از تأسیس در بیستم شهریورماه یکهزار و سیصد و چهاردهقانون وکالت مشتمل بر پنجاه و هشت ماده به تصویب رسید.

کانون وکلای دادگستری،برابر قوانین سابق از جمله ماده 18 قانون وکالت مصوب 25/11/1315 مؤسسه ایدارای شخصیت حقوقی،از حیث نظامات تابع وزارت عدلیه و از حیث عواید و مخارج،مستقل بوده است. برابر ماده 20 همان قانون هیأت مدیره کانون که مدیر ادارهی آن محسوب میشدند توسط وزیر عدلیه و از بین وکلاء انتخاب میشدند و حتیانتخاب رئیس کانون از مستخدمین قضایی یا اداری وزارت عدلیه نیز بلا مانعبود.

پس از انقلاب اسلامیگزینش وکلاء به صورت تعلیق در آمد  و این وضعیت تا سال 1372 ادامه داشت،واولین آزمون سراسری کانون وکلاء بعد از انقلاب اسلامی برای متقاضیان اخذپروانه وکالت در سال 1372 برگزار شد.

دومین آزمون نیز با یکسال تأخیر در مرداد ماه 1374 با همان شیوه برگزار گردید.

در سالهای 1375 و 1376آزمونی برگزار نشد تا اینکه با تصویب قانون کیفیت اخذ پروانه وکالتدادگستری توسط مجلس شورای اسلامی و تعیین هیئت مدیره ی کانون های وکلایدادگستری در سراسر کشور« که در حال حاضر شامل 19 کانون میباشد» سومین آزمونسراسری با شیوه ی کامل تری  در آبان ماه 1377 برگزار گردید .و قرار شد اینشیوه آزمون در هر سال تکرار شود.

 

استقلال کانونوکلای دادگستری:

برای نخستین بار در ماده1 لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری ، که زنده یاد دکتر محمدمصدق نخست وزیر وقت ، در اجرای قانون تمدید مدت اختیارات خود در اسفند ماه1331 تصویب نمود ، استقلال کانون وکلای دادگستری رسماً اعلام گردید.

در پی کودتای 28 مرداد1332 و سقوط حکومت ،در اجرای تبصره ی ماده واحده ی قانون الغای کلیه کلیهلوایح مصوب آقای دکتر مصدق ناشی از اختیارات مصوب 29 آبان ماه 1333،کمیسیون مشترک مجلسین  اقدام به تصویب مجدد لایحه ی مذکور در اسفند ماه۱۳۳۳نمود 

اگر چه لایحه یمصوب با لایحه ی قانونی دکتر مصدق دارای اندکی تفاوت بود لیکن ماده آن کهاستقلال کانون وکلاء را پیش بینی می نمود عیناً به تصویب رسید

شاید برایخوانندگان محترم این سوال پیش آید که آثار استقلال کانون وکلاء چیست و چراوکیل باید مستقل باشد؟

نیاز مبرم بهدموکراسی این استقلال را ایجاب میکند

فلسفه ی وکالتدفاع از قانون و مبارزه با بی عدالتی است

در بسیاری ازاسناد بین المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر ،میثاق بین المللی حقوقمدنی و سیاسی و کنوانسیون منع شکنجه  و قطع نامه ی هاوانا ، زمانی دادرسیمنصفانه و عادلانه است که نقش وکیل در آنجا مورد اشاره قرار گرفته باشد

_وکیل سربازسواره نظام زره پوش نظام قضایی است و البته به جای شمشیر و تفنگ ، زبان وقلم را در اختیار دارد  بنابر این باید بتواند از این اسلحه به راحتی برایدفاع از قانون استفاده کند و تحت تأثیر افراد و اشخاص قرار نگیرد تابتوانیم یک نظام قضایی مستقل داشته باشیم.

 

 

 

سه‌شنبه 25 بهمن 1390 :: 12:56 :: نويسنده : hooqooqi


 

زمانه بی اندوهگشت از بدی                گرفتند هر کس ره ایزدی

دل از داوریها بپرداختند                     بر آیین یکیجشن نو ساختند

اسفندگان یا سپندارمذگان جشن بزرگداشت زمین و گرامی داشت زن و عشقو فداکاری اوست

 

آن چه را مردان شرف کردند نام

معني‏اشيک حرف باشد والسلام

اين شرف تعظيم ناموس «زن» است

آن که دل را جان و جان رامأمن است

جوهر شمشير مرد است اينشرف

آزمون صد نبرد است اين شرف

«عصر ما اين رشته‏ي قدسيگسيخت

اين شراب ذوق را بر خاکريخت...

سپندگاه، سپندباد؛ ايدونباد...

 

 

 

سه‌شنبه 25 بهمن 1390 :: 12:46 :: نويسنده : hooqooqi

از آنجایی که بزهکاری اطفال یک آسیب اجتماعی ، جدی و نگران کننده است . در جامعه ما که

46 درصد آن را افراد زیر هجده سال تشکیل میدهند ، شناخت و بررسی پدیده بزهکاری از

اولویت برخورداراست . نظر به اینکه دیدگاههای مختلف فقهی و حقوقی در تصمیم گیری در

خصوص کیفر اطفال مؤثر است.

در تعالیم حیات بخش اسلام و از دیدگاه جوامع بین المللی ، اطفال و نوجوانان جایگاه ویژه ای

دارند ، تاًثیر پذیری فوق العاده آنان از محیط و اطرافیان و نقش عوامل محیطی در سرنوشت و

آینده آنان موجب گردیده تا والدین به عنوان سازندگان اصلی شخصیت کودک و دست اندرکاران

امر تعلیم و تربیت هریک مسئولیت سنگین و دشوار را متکفل گردند . خانواده واحد بنیادین جامعه

و کانون اصلی رشد تعالی انسان است و نخستین اجتماعی است که شخص در آن گام می نهد و

در شکل گیری شخصیت طفل نقش اساسی دارد .

اطفال سرمایه های ارزشمند و سازندگان آینده جامعه هستند و عدم توجه به مسائل و مشکلات

آنان خسران جبران ناپذیری را به بار خواهد آورد . سعادت و پیشرفت جامعه در گرو آرامش

و سعادت خانواده و همچنین نگهداری مناسب و آموزش و پرورش صحیح کودکان است .حقوق

کودک عبارت است از : استحقاق نسبت به  آنچه که کودکان برای بالندگی و سلامت روانی ،

تعالی و در مجموع خوشبختی به آن نیاز دارند . در کشور ما نیز با توجه به اهمیت اسلامی

 قوانین و نگرش عمیق فرهنگ اسلامی به مسئله رشد و تربیت فرزندان اهمیت ویژه ای قائل

گردیده و مورد عنایت خاص اندیشمندان و حقوقدانان بوده است . از دیدگاه حقوقی اطفال از دو

دریچه مختلف مورد توجه قرار می گیرند .اول از آن جهت که کودکان و نوجوانان موجوداتی

فاقد توانایی لازم و کافی برای دفاع از حقوق مسلم خود بوده و به خاطر داشتن ضعف ها و

کاستی هاست که حقوق آنان همواره در معرض تعدی و تعرض قرار می گیرد و لازم است

برای حمایت و پشتیبانی از اطفال به طور جدی چاره ای اندیشیده شود و نظامات و مقررات

باید به نحوی تأمین کننده منافع و حقوق حقه آنان باشند .دوم در مورد اطفال و نوجوانان بزهکار

که مرتکب تخلف و نقض قوانین کیفری گردیده اند نیز با در نظر گرفتن شرایط سنی ، عقلی و

همچنین آسیب پذیری و ظرافت طبع آنان در مقایسه با سایر افراد که تجربه و پختگی لازم را

در برخورد با محیط و مسائل جاری دارند و نمی توان رویه ای همسان اتخاذ کرد و در تعقیب و

مجازات نوجوانان بزهکار بنا به مصلحت وی و جامعه باید برخورد مراجع انتظامی و قضایی به

جای شدت عمل و عقوبت نمودن با جلوه هایی از خیر اندیشی و اصلاح و تربیت عجین باشد تا

موجب تخریب و تباهی شخصیت نوجوانان نشود .

در این مورد که چرا جرایم افراد کم سن و سال در حال ازدیاد است ، فرضیه های مختلفی

ارائه شده است ، عده ای ازدیاد جرایم را در سطح جهانی از اختصاصات جوامع متمدن دانسته

و معتقدند که بشر به همان سرعتی که به سوی ترقی و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود از

معنویت دور شده و بالنتیجه به تبهکاری و قانون شکنی روی می آورد ، عده ای نیز ازدیاد

جرایم را محصول سستی اعتقادات دینی و مذهبی دانسته اند و معتقدند که علم ، ایمان و عمل

صالح موجبات رشد انسان را فراهم می سازد .برخی نیز معتقدند که جنگ علت اساسی ازدیاد

جرایم ارتکابی اطفال و نوجوانان است زیرا که جنگ سبب اسارت ، فقر ، خانه به دوشی ،

اخلال درامنیت و نظم جامعه ، بی قیدی ، اعتیاد و ترک خانواده می شود که همگی از عوامل

سازنده جرم و بزهکاری می باشد .کیفیت جرایم ارتکابی اطفال نیز باعث نگرانی فراوان گردیده

، جرایم علیه اشخاص ، جرایم جنسی ، فحشا ، سرقت ، اعتیاد و ... در کشورها گسترش یافته که اغلب آنها درصدد چاره جویی برآمده و سعی نموده اند که علت ارتکاب جرایم اطفال و

نوجوانان را دریافته و متناسب با آن به تغییرات اساسی در قوانین خود بپردازند .

بزهکاری اطفال و نوجوانان از جمله مسائل مبتلا به دنیای امروز است و به منظور جلوگیری

از بزهکاری اطفال و نوجوانان ، نقش قوانین مطلوب و مناسب خصوصا قوانین مربوط به

دادرسی اطفال انکار ناپذیر است . بزهکاری اطفال از دیرباز مورد توجه متخصصین حقوق

جزا و روانشناسان کیفری و متخصصین تعلیم وتربیت بوده است . اغلب آنها ریشه بزهکاری

وارتکاب جرایم را فقدان تعلیم وتربیت صحیح ، اختلاف بین والدین ، بی سوادی ، بیکاری ،

ولگردی و ... ذکر می نمایند . با توجه به ازدیاد بزهکاری در اطفال ، نقش اطفال در قوانین

کیفری از دو جهت قابل بررسی و مطالعه می باشد ، یکی هنگامی که کودک مرتکب جرمی شده

است و دیگری زمانی که جرمی

علیه کودک ارتکاب شده است . شریعت اسلام برای حفظ حقوق طفل احکام و دستوراتی دارد :

گروهی از احکام که مربوط به مسائل اخلاقی و عبادی است و در عین حال ضامن سلامت

جسمانی و معنوی و رشد و ارتقای فکری و فیزیکی کودکان می باشد و گروه دوم دستورات و

احکامی که مربوط به حقوق و آزادیهای کودکان است . و دارای بار حقوقی بوده و ضمانت

اجرای مدنی یا کیفری هم دارد .در دین اسلام هدف از مجازات افراد ، حفظ نظم و ایجاد خیر و

صلاح اجتماع می باشد و در قرن حاضر که در برخی از کشورهای پیشرفته و مترقی ،

حیوانات و حتی مردگان را نیز مسئول اعمال و عملکردشان می دانند و مجازات می کنند ،

مسئولیت و مجازات مرده همچون فرد زنده است و احیانا به کیفر محکوم میشوند و مرگ هم مایه

عفو آنان از محکومیت کیفری نیست.اسلام مسئولیت را از انسان غیر بالغ و غیرعاقل برداشته

است . البته این عدم مسئولیت طفل و صغیر در مسائل کیفری و حق اله است .

کودکی که فعل مجرمانه ای را مرتکب می شود به دلیل اینکه در محدوده سن مسئولیت پذیری

نیست ، نمی توان او را برای جرم انجام یافته ، کیفر داد . به عبارت دیگر کودک توان تحمل

بارمسئولیت و به تبع آن مجازات در این شرایط را ندارد .

تربیت صحیح و منطقی کودکان در یک جامعه در حقیقت سرمایه گذاری انسانی در آن جامعه

محسوب می گردد . برای نسل آتی ، تربیت اجتماعی و آشناسازی آنان به حقوق و وظایفشان از

ابتدای زندگی ، نوید بخش فراهم آمدن محیطی است که مبری از ناسازگاری و اعمال ضد

اجتماعی می باشد .پدیده بزهکاری بیشتر از این نظر مهم است که ، چنانچه تدابیری برای

اصلاح و تزکیه کودکان اتخاذ نگردد ، مبدل به تبهکاران خطرناک فردا خواهند شد . و چون هر

روز شمار کودکان بزهکار افزایش می یابد جامعه در آینده در مقابل خطر عظیم افزایش بی

حساب بزهکاران قرار خواهد گرفت و این مهم در کشورهای صنعتی و پیشرفته بیشتر است

.پس از دانستن اهمیت بزهکاری کودکان و اینکه این مسئله در حال حاضر به صورت یک مشکل

اجتماعی خصوصا در جوامع غربی درآمده است باید علل و عوامل آن شناسایی شده و در جهت

از بین بردن ریشه های آن و اتخاذ تدابیر تربیتی جهت پیشگیری از وقوع جرم اقدام نمود.

 

جرایم کودکان :

در قانون مجازات اسلامی که براساس شریعت اسلام و نظر اکثر فقهای امامیه تدوین شده

واکنش قانون درخصوص جرایم متفاوت است . لیکن اجرای مجازات سزاوار کسانی است که

پیش از آن مسئول شناخته شده باشند .

دین مبین اسلام در جهت هدایت و راهنمایی انسانها به سوی سعادت و نیکبختی ,به دوره کودکی

و نوجوانی انسان عنایت ویژه ای مبذول داشته است تا آنجا که در کتاب آسمانی بارها به طور

مستقیم و غیر مستقیم و در روایات متعدد نسبت به مسائل تربیتی در سنین کودکی دستورالعمل

های بسیاری توصیه شده است.از نظر مذهبی نیز بذر هویت معنوی و اعتقادی انسان در بستر

کودکی کاشته میشود و با گذشت زمان و رشد سنی کودک شاخ وبرگ و میوه میدهد ریشه هایش

نیز استوارتر میگردد. توجه و نگرش جامعه نسبت به اطفال و نوجوانان بزهکار موجب آن شده

که قانونگذار در خصوص جرایم و مجازاتهای این دسته افراد مقررات و قوانین ویژه ای در

جهت حمایت از آنان تدوین و تصویب نماید .

 

کودک و چگونگی وجوب حد در فقه اسلامی :

حد عبارتست از مجازاتی که نوع ومیزان آن در شرع تعیین شده است و غیر بالغان مطلقا به

حد محکوم نمی شوند.در حدیثی از امام صادق آمده است:"حدود شرعی درباره کودکان اجرا نمی

شود ولکن تأدیب شدید میشوند.

برای اینکه کسی از نظر جزایی مسئول باشد ، باید بتوان خطا یا تقصیر را بر وی نسبت داد .

کودکی را که مرتکب یکی از جرایم حدی شده نمی توان مسئول دانست و مجازات کرد ، زیرا

کودک دارای قوه تمییز و تشخیص نیست و نمی تواند نتایج عمل مجرمانه خود را پیش بینی کند .

در اسلام در روایات متعددی به این امر تأکید شده است که روایات "رفع قلم" در این زمینه

شایان ذکرند . برای نمونه می توان به حدیث زیر اشاره کرد :

رفع القلم عن الثلاثة : عن الصبی حتی یحتلم وعن المجنون حتی یفیق و عن النایم حتی یستیقظ .

 

بار تکلیف از دوش سه گروه برداشته شده است : از کودک تا زمانی که به سن بلوغ می رسد

از دیوانه تا زمانی که بهبود یابد و از شخص به خواب رفته تا زمانیکه بیدار شود .این روایات

و مانند آن موجب شده تا فقها صغر و کودکی را یکی از عوامل سقوط  بشمار آورند . ماده 49

قانون مجازات اسلامی نیز مقرر می دارد اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسئولیت

کیفری هستند و تبصره یک همین ماده ، طفل را اینگونه تعریف می کند : منظور از طفل کسی

است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد . و بلوغ شرعی را نیز تبصره یک ماده 1210 قانون

مدنی چنین تعریف کرده است : سن بلوغ در دختر نه و در پسر پانزده سال می باشد . بنابراین

کسی که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد ، در جرایم حدی نیز مسئولیت جزایی ندارد . همه فقها

معتقدند که کیفر حد و قصاص از کودک (ممیز و غیر ممیز)به دلیل حدیث رفع برداشته شده و

کودک فاقد مسئولیت کیفری است و بیشترفقها گفته اند : کودک هرگاه مرتکب عمل بزهکارانه

شود ، به جای حد کیفر تعزیر درباره او اجرا می شود که سبک تر از حد است . ولی این

تعزیر نه به عنوان کیفر ، بلکه برای تربیت و تهذیب اوست .

سهل انگاری در تربیت و تهذیب کودکان و نوجوانان موجب تشویق آنان به ادامه راه بزهکاری

می شود و این خطر بزرگی را برای جامعه خواهد داشت .در قوانین جزای اسلامی عواملی

هستند که باعث سقوط حد می شوند که یکی از آنها کودکی می باشد . حد در جرایم مستوجب حد

در صورتی واجب است و جاری می شود که مجرم بالغ ، عاقل ، مختار و به حکم و موضوع

نیز آگاه بوده باشد ، بنابراین مجنون و صغیر و افراد فاقد قصد حد نمی خورد . مجنون در

صورت ارتکاب جرایم مشمول حد تأدیب می شود و کودک تعزیر می شود.

در مستصفی آمده است:بر شخص فاقد اراده و اختیار مجازاتی نیست،چون شخص مکلف به

انجام فعل یا ترک فعل ،خطاب یا امر و نهی متوجه خود را بفهمد و مکلف تنها در صورتی که

عاقل و بالغ باشد قادر بر فهم خطاب است،همچنانکه مکلفی بر انجام فعل ممنوع اکراه میشود امر

شارع را عصیان نکرده است.

امام صادق (ع)می فرمایند:حدود شرعی درباره اطفال بزهکار جاری نمی گردد ولی باید مجازات

تأدیبی شوند.

در بعضی روایات میزان تأدیب کودک را پنج تا شش تازیانه ذکر کرده اند ،حمادبن عثمان

مینویسد:از حضرت امام صادق در مورد تأدیب کودک و مملوک سوأل کردم،حضرت فرمودند:پنج

یا شش تازیانه ملایم است.

 

جمعه 07 بهمن 1390 :: 17:06 :: نويسنده : hooqooqi

 

 

 

خلع ید به لحاظ حقوقی عنوان دعوایی است کهمالک یک مال غیر منقول(خانه،مغازه،زمین)بطرفیت متصرف غیر قانونی مال خوداقامه می کند و از دادگاه(امروزه شورای حل اختلاف)می خواهد که به روند تصرفغیر مجاز متصرف پایان بخشیده و ملک وی را از تصرف او خارج کرده و تحویل اوبدهند،بعنوان مثال من دارای یک مغازه می باشم و به مسافرت می روم بعد از 2سال مراجعت می کنم و متوجه می شوم یکی از همسایگان مغازه از غیبت من سوءاستفاده کرده و به تصرف مغازه پرداخته و در آن مبادرت به فروش لوازم یدکیاتومبیل می نماید،هر چند به او تذکر داده می شود حاضر نمی گردد مغازه راتحویل دهد اینجاست که من باید با در دست داشتن سند مالکیت به شورای حلاختلاف محل وقوع مغازه مراجعه کرده و با تنظیم دادخواست و طرح دعوی خلع یدبطرفیت متصرف که اصطلاحا غاصب تلقی می شود حق خود را مطالبه نمایم ،شرطاصلی جهت طرح دعوی مذکور داشتن مالکیت بلا منازع است یعنی باید سندی داشتهباشیم که مالکیت ما را 100درصد ثابت کند مثل دفترچه مالکیت سیم سرب،یا حکمقطعی اثبات مالکیت.اما اگر واقعا مالک باشم اما مدرکی برای اثبات آن نداشتهباشم و طرف مقابل هم ادعای مالکیت مرا قبول نداشته باشد اینجا باید ابتدابه دادگاه مراجعه کنم و دعوای اثبات مالکیت مطرح نمایم و با گرفتن حکم قطعیاثبات مالکیت دعوای خلع ید در شورای حل اختلاف مطرح نمایم والا موفق نمیشوم .لازم به ذکر است دعوای خلع ید با دعوای تصرف عدوانی و تخلیه ید متفاوتاست زیرا منشاء دعوای خلع ید غصب است و هیچ قراردادی بین مالک و متصرفوجود ندارد اما در تخلیه قرارداد وجود دارد اما با وصف اینکه مدت اجارهپایان پذیرفته است مستاجر حاضر به تخلیه ملک نیست اینجا باید دعوای تخلیهمطرح کرد که در آن مالکیت عین ملک نیز شرط نیست همین که شما مالک منافع همباشی کفایت می کند،تصرف عدوانی نیز که به دو صورت کیفری و حقوقی قابل طرحاست باز موضوع فرق می کند در دعوای تصرف عدوانی حقوقی فقط اثبات سابقه تصرفکافی است و نیازی به اثبات مالکیت (عین و منافع)نیست همین که سبق تصرفخواهان و لحوق تصرف خوانده و عدوانی بودن تصرف ثابت شود کافی است اما درشکایت تصرف عدوانی کیفری که طبق ماده690 قانون مجازات اسلامی مصوب سال1375مطرح می شود اختلاف نظر وجود دارد عده ای مالکیت را شرط می دانند اما عدهدیگری فقط سبق تصرف را کافی می دانند که رویه قضایی نظر اول یعنی اثباتمالکیت را پذیرفته است. با توجه به ق.آ.د.م  رسیدگی به دعوای خلع ید  درحیطه اختیارات دادگاه عمومی میباشدو دعوای تصرف عدوانی به انتخاب مدعی میباشد.
در مواردی هم مدعی طبق ماده ۶۹۰ ق.م عمل مینماید که از نظر مهلت و مدتشکایت محدودیت ندارد.

وجود اشتراک و افتراق:

۱- در دعوای تصرف عدوانی  رعایت تشریفاتدادرسی لازم نمیباشد در صورتیکه در خلع ید رعایت این تشریفات لازم میباشد.

۲-هر دو دعوا قابلیت تجدید نظر را دارند.

۳-در خلع ید به موجب ماده ۱ قانون اجرایاحکام حتماْ حکم باید قطعی و بعد اجرا گردد در صورتیکه در دعوای تصرفعدوانی چون بلا فاصله قابل اجرا میباشد نیازی به قطعی شدن و صدور اجراییهندارد و درخواست تجدید نظر مانع اجرا نمیباشد.

کسانیکه حق شکایت یا طرح دعوا را دارند :

-1 در تصرف عدوانی لازم نیست شاکی مالکباشد بلکه مستاجر . مباشر .خادم . رعیت . کارگر و هر کس به نمایندگی یا بهامانت مال غیر را متصرف است میتواند به قائم مقامی مالک طرح دعوینماید.(ماده ۱۷۰ ق.آ.د.م)

2-در دعوی خلع ید فقط اشخاص ذینفع یاوکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی میتواند طرح دعوی نماید.

هزینه دادرسی :

۱دعوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعتاز حق غیر مالی میباشد.

۲دعوی خلع ید در دعوی اموال غیر منقولمالی تلقی گردیده و از نظر پرداخت هزینه دادرسی بر مبنای ارزش معاملاتیاملاک در هر منطقه عمل میشود و اختلاف و یا عدم اختلاف در مالکیت تاثیریندارد.

رسیدگی :

۱- در دعوی تصرف عدوانی خارج از نوبت وملاک حد عرفی و تصمیم قاضی دادگاه میباشد.

۲- در دعوی خلع ید وقت تعیین میگردد.

اعتبار امر قضاوت شده :

۱- دعوای رفع تصرف عدوانی و خلع ید بطورهمزمان یا جدا از هم قابل طرح در مراجع صالحه میباشد.

۲- اعتبار حکم قاضی در مورد تصرف عدوانیتا موقعی است که قاضی ماهوی حکم نداده است.

۳- حکمی که در خصوص دعوی رفع تصرف عدوانیصادر شده اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را ندارد بنابراین خواهان یاخوانده میتواند دادخواست خلع ید تقدیم دادگاه نماید ولی بالعکس حکم قاضیماهوی اعتبار امر مختوم یا قضاوت شده را دارد و خواهان یا خوانده نمیتوانددر خصوص همان موضوعی که قبلا مورد حکم واقع شده دعوی تصرف عدوانی را اقامهنماید.

 سابقه تصرف عدوانی

درسال 1309 قانون جلوگیری از تصرف عدوانی، شأن نزول آن این بود که قانون ثبت اسناد و املاک 1310 به تصویب رسید، در همان زمان که زمین های تصرف را سند می خواستند بدهند، شرائطی برای دادن سند گذاشتند و گفتند هرکسی که ملکی را در تصرف دارد، صرف تصرف مجوزی برای سند مالیکت نیست بلکه باید آثاری از تصرف داشته باشد.مثلا" زمین دارد، کشت کرده باشد، ساخت و ساز در زمین کرده باشد، مأمور ثبت بررسی می کرد و اگر به رسمیت می شناخت، سند می دادند.

در آن زمان، افرادی در زمین های مجاور آثار تصرف ایجاد می کردند، نهال می کاشتند، املاک دیگران را ملک خود معرفی می کردند. دراین زمان قانون تصرف آمد و گفت دادگاه باید دخالت کند و بررسی کند و اگر تصرف عدوانی شد، ملک را به مالک می دهد.

در قانون آیین دادرسی مدنی سال 1318 قوانین مفصل تری ...

از ماده 334 به بعد قانون فوق تعیین کرد.همچنان دادگاه مرجع رسیدگی به دعاوی تصرف عدوانی و اعاده وضع به حالت سابق و رفع تصرف یود.از تصرف فوق به « تصرف عدوانی حقوقی » تعبیر می شود.

سه رکن تصرف عدوانی

سه رکن لازم بود تا دادگاه حقوقی حکم دهد، که عبارتند از: سبق تصرف، لحوق تصرف و عدم رضایت صاحب ملک به تصرف جدید.

یک قید زمانی دراین قانون بود، یعنی متصرف سابق باید ثابت کند که حداقل یک سال ملک را در تصرف داشته است و ثابت کند که ظرف حداکثر یک سال از زمان تصرف جدید شکایت کرد.اگر یک سال گذشت باید به دادگاه حقوق می رفت و خلع ید اقامه می کرد.

در سال 1352 قانون اصلاح قانون جلوگیری از تصرف عدولانی وضع شد.اموال منقول را مشمول اموال غیر منقول قرار داد. چون نیروی انتظامی رفع تصرف می کرد، این تصرف به « تصرف عدوانی انتظامی » معرف شد، که بر عهده دادسراست.قبلا" در داسرا یک دایره ای بنام دایره تصرف عدوانی بود و دادسرا طبق قانون فوق عمل می کرد.

طریقه عمل

اول:اگر مال منقول مرا کسی تصرف می کرد، باید ثابت می کردم که حداقل یک ماه این ملک یا مال منقول را در اختیار داشتم.

دوم:ظرف حداکثر یک ماه از تاریخ تصرف جدید باید شکایت می کردم.

سوم: دادسرا بدون ورود به ماهیت که مالک کیست ادعای مالکیت درست است یا خیر؟، دستور می داد که وضع را به حالت سابق بر گرداند.هر ادعایی اگر خوانده یا مشتکی عنه داشت، ارشاد می شد که به دادگاه حقوق اقامه دعوی کند،یعنی خلع ید، اجره المثل ایام تصرف را بگیرد.

به موازات تصرف عدوانی حقوقی و انتظامی، دو قانون دیگر قابل دسترس بود، که عبارتنداز :

اول- ماده 308 قانون مدنی، که این ماده درمحاکم مورد تحلیل قرار گرفت و محاکم آن را مبنای دعوی خلع ید قرار دادند.سه موضوع باید ثابت شود تا حکم به خلع ید صادرشود، که عبارتند از: 1- خواهان مالک باشد. 2- در زمان طرح دعوی، خوانده ملک را تصرف کرده و استیلا دارد. 3- تصرف عدوانی است یعینی بدون رضایت ملک است.

دعوی تخلیه

زمانی است که خواهان دعوی به شخص خوانده اذن داده باشد که ملک او را تصرف کند ولی حالا او ازش عدول کرد یا در قالب اجاره بوده و مدت اجاره منقضی شد(پایان مدت اذن با اجاره)، این اذن محض است درقالب اجاره ... هبه جایز، وحتی در قالب وقف (در برخی وارد).دعوی تخلیه یا به تعبیر دقیق تر، تخلیه ید باید مطرح شود.چون خود خواهان این ملک را با اذن در اختیار خوانده قرار داده بود. یا رجوع کرد یا مدت آن به پایان یافت (ماده 696 قانون مدنی)

آخرین مورد،قانون مجازات عمومی سابق 1304، تصرف عدوانی را حسب  جزایی و کیفری دارد. حبس تعیین کرد.بدین ترتیب تصرف عدوانی کیفری مطرح شد.درحال حاضر ماده 690 قانون مجازات اسلامی است.

قانون آیین دادرسی مدنی شد، مواد 158 به بعد،تغییر مواد داد.

ماده 308 قانون مدنی بقوت خود باقیست.

ماده 396 قانون مدنی باقیست

قانون جلوگیری اصلاحی سال 52 ، کلا" نه جزئا" به قوت خود باقی است.نسخ جزئی شدن است.

ارکان تصرف عدوانی سه چیز است که بیان شد.قانونگزار مبنای او احترام به تصرف ما بوده است و جلوی غیر ذوالید را می گیرد. دعاوی تصرف تصرف عدوانی اعم از این که تصرف سابق مالک باشد یا خیر؟، سند داشته باشد، خوانده دعوی مالک است یا خیر؟، سند مالکیت دارد یا خیر؟، از نظر قانونگزار تنها ثابت شود که قبل از تصرف متصرف عدوان(خواه مالک باشد یا خیر)  همین که من متصرف سابق باشم دادگاه حکم رفع تصرف و دستور رفع تصرف بدهد.

خلط بحث

خواهان رفع تصرف (حقوقی یا انتظامی) خوانده سند مالکیت ارائه می کند، تنها به تصرف سابق توجه می شود نه سند مالکیت.خود قانونگزار در قانون آیین دادرسی مدنی به این امر توجه کرد و می گوید سند مالکیت ملاک نیست،اما یک معافیت قرارداد و اگر سند مالکیت ارائه شود، این امر او را از اثبات تصرف سابق بی نیاز می کند.

سند مالکیت قرینه تصرف سابق است.اما ارائه سند مالکیت قرینه قطعی بر تصرف سابق نیست.لذا دعوی تصرف عدوانی را دعوی مالکیت نمی گویند.

دعوی خلع ید تنها از سوی مالک پذیرفته است اعم از این که تصرف سابق داشته باشد یا خیر؟. ولی اگر تصرف سابق هم دارد دو راه دارد، که عبارتنداز:

اول: راه تصرف عدوانی را در پیش بگیرد. زمانی خوب بود که به دعاوی تصرف عدوانی خارج از نوبت رسیدگی می شد، ولی حال که زمان بر است، خیر.

دوم: خلع ید را در پیش بگیرد.خلع ید را اصولا" دعوی مالکیت گویند.دادگاه وارد مالکیت و اصل امر می شود.

یک نکته فراموش شده، قانون جدید تصرف عدوانی آیین دادرسی مدنی، زمان یک ساله را برداشت.

آیا قانون اصلاح قانون جلوگیری سال 52 منسوخ است یا خیر؟.

رویه بسیاری از محاکم(نظریه اداره حقوقی) قانون جلوگیری درخصوص اموال غیر منقول مسنوخ است، چون قانون آیین دادرسی مدنی جدید که زمان را حذف کرد،اما دراموال منقول، قانون جلوگیری باقیست. مثلا" گوید، یکی موتور مرا غصب کرد، نه سرقت کرد.ماشین را به زور گرفت و هر روز از چشم من رد می شود می گوید احتیاج نداری نمی دهم.مهلت یک مامه در آن باقی  است، دادسرا می تواند رسیدگی کند.دیگر به سند توجه نمی شود بلکه فقط تصرف.

تصرف عدوانی در ماده 690 قانون مجازات اسلامی

آیا ماده 690 قانون مجازات اسلامی- تعزیرات و مجازات های بازدارنده، معطوف به تصرف عدوانی است ، شرائط آن چیست و کجاها باید اجرا شود و قلمرو آن چیست؟.

قلمرو: املاک و اموال غیر منقول مانند ساختمان، ملک

شرائط: سه نظر است که نظریه رایج و معمول درمحاکم، مستنبط از ماده 690 قانون فوق، اصولا" تصرف عدوانی کیفری شاکی او باید مالک ملک باشد.فقط مالک ملک می تواند شاکی باشد، نه متصرف ولو متصرف مأذون باشد مانند مستأجر( باید دعوی تصرف حقوقی اقامه کند)، مستعیر.اعم از این که آثار تصرف ایجاد شده باشد،فقط تصرف شده است مثلا" زمین کشاورزی را تصرف کند، کشت کند، چه نکند، خانه را بگیرد و تصرف کند.

نتیجه گیری

آیا ماده 690 مذکور ضمانت اجرای کیفری برای تصرف عدوانی حقوقی مواد 158 به بعد قانون آیین دادرسی مدنی یا ضمانت کیفری برای خلع ید موضوع ماده 308 قانون مدنی؟.

با این تفسیر، چون بحث مالکیت و نه سبق تصرف مطرح شد، ماده 690 یک ضمانت اجرای کیفری برای خلع ید را مطرح می کند.

برابر رای وحدت رویه، تخریب اموال مشاع بین شاکی و شاکی جرم است، ولی سرقت ، کلاهبرداری، خیانت در امانت و تصرف عدوانی مال مشاع جرم نیست.

 

 

 

 

 

 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران